نسبت اخلاق اسلامی با اخلاق لیبرالی، در مصاحبه با آرش نراقی • صدانت

على(ع) فرمود: بداخلاقى زندگى را سخت مى کند و موجب عذاب نفس است. قسمت بزرگى از لذت و شادى زندگى از طریق ایجاد ارتباط عاطفى با دیگران تأمین مى شود باید توجه نمود که این شادى و لذت از طریق خوش اخلاقى، یعنى ایجاد رابطه ى عاطفى مثبت، محبت کردن و دوست داشتن دیگران بدست مى آید و بد اخلاقى که در واقع همان رابطه ى عاطفى منفى است، موجب کدورت و عذاب زندگى خواهد بود و دیگران را از گرداگرد انسان مى پراکند. 4 ـ تفاوت در نتیجه: تفاوتی که علّامه طباطبایی بین اخلاق بشری و دینی می بیند این است که تعلیم دینی ، علاوه بر مزیّت واقع بینی که در بر دارد ، اوّلاً مبدأ پیدایش یک رشته اخلاق فاضله و ملکات شریفه ی انسانی است که بر اساس همان واقع بینی استوار است ، مانند خوش بینی ، بردباری ، قوّت قلب ، شهامت نفس و بالاخره اتّصال به یک نیروی شکست ناپذیر نامتناهی.

اما در اخلاق قرآنی اگرچه فرد مهم است، اما آن فرد باید همیشه خودش را در نسبت به خداوند (و نه مستقل و قائم به خود) بنگرد، و مهمترین غایت زیست اخلاقی- دینی او این است که تقرّب بیشتری به خداوند بیابد… این یک قاعده کلی است و کسى که نسبت به مخلوقات الهى ترش روئى نماید، این نوع برخورد، به نوعی ترش رویی با خداوند محسوب می شود. مثلا میگفتند اگر خداوند قتل بدون دلیل را امر کند خوب است چون خداوند گفته است. ولی باید توجه داشت که شوخی کردن رفتار بسیار ظریفی است که اگر مناسب نباشد تأثیر معکوس می دهد.

آنها باید راحت در جمع صحبت کنند، جلسات را هدایت کنند و ارتباطاتی را برقرار کنند که آنچه را که میکوشند منتقل کنند، بهوضوح بیان کنند. زمانی که انسانها درختِ اخلاق نیکو را در سرزمین دلهای خود غرس کنند و آن را با لبخندهای زیبا و قشنگ آبیاری کنند، آنگاه میتوانند خود و دیگران در زیر سایهٔ آن احساسِ سکون و آرامش کنند و از میوههایش بهرهور شوند. فلسفهٔ اخلاق، عجب فلسفهٔ غریب، زیبا و قشنگی است که معجزه میآفریند! برخی در تعریف آن گفته اند: فلسفه اخلاق، شناخت برترین (Math ethics) است؛ این که خوبی چیست، بدی کدام است، دادگری چیست و ستمگری کدام است؟

واژه فلسفه همواره در برابر سفسطه به کار می رفته و اسم عامی برای همه علوم حقیقی تلقّی می شده است. حد وسط این دو تسلیم در برابر حق و عدم پذیرش ناحق است. کدام یک از این دو «ارزشمند» است یا «ارزشمندتر» است؟ در خصوص «خُلق» یا «خُلُق» معانی چون خوی و طبیعت انسانی، طبع، مروّت و عادت را بیان کردهاند. به این معناست که به نظر من مسلمانان می باید از ساختار سیاسی ای که فضای خردورزی مستقل و به تبع امکان خطاکردن و ناحقّ بودن را تضمین می کند حمایت نمایند.

با توجه به مختصر توضیحات بالا، بدون توجه به فضائل اخلاقی و انسانی توسعه منابع انسانی غیر ممکن خواهد بود و بدلیل ایجاد فضای یاس و نامیدی در بین افراد سازمان به مرور زمان بازده سازمان کاهش میابد. با گسترش توانمندیها، به مرور به دست آوردن ملکات جدید و انس گرفتن با فضاهای تازه نیز برای انسان آسان میشود. یعنی اسلام آوردن باید بر مبنایی عقلانی و مقدم بر دین صورت پذیرد. دین اسلام همواره پیروان خود را به نرم خویی و ملایمت در گفتار و رفتار فراخوانده و از درشتی و تند خویی بازداشته است. چون در پرتو رحمت و لطف خدا با آنان مهربان و نرم خو شده ای اطرافت گرد آمدند و اگر خشن و سنگ دل بودی، هر آینه از گردت پراکنده می شدند.

این عامل همانا خوش اخلاقی، گشاده رویی ، کلام نرم و دلنشین و نرم خویی آن حضرات بوده است. 5. نگرش توحیدی: راه بنیادین تحصیل خوش اخلاقى، نگاه توحیدی و عرفانی به هستی و انسان ها است؛ یعنى توجه به این معنى که تمامى انسان ها در حقیقت مظاهر و آفریده های حق تعالى هستند و هر گونه برخوردى با آن ها، در واقع برخورد با آفریننده آنان محسوب مى شود. در یک مثال ساده چگونه است که احترام و برخورد نیک و بد ما با فرزند کسی که او را می شناسیم، به نحوی به پدر او باز می گردد، ما اگر با فرزند شخصیتی که او را دوست می داریم روبرو شویم، او را به خاطر پدرش گرامی می داریم و یا ممکن است نسبت به فرزند یک شخصت ستمگر و دشمن خدا، روی خوش نشان ندهیم، هرگونه معامله ای با خلق نیز در حقیقت معامله با خالق آنها به حساب مى آید.

این مردان بزرگ به اندازه ای خوش اخلاق و خوش برخورد بودند که نه تنها هر انسان حقیقت جویی را جذب می نمودند، بلکه گاهی دشمنان را نیز شرمنده خود می نمودند و منقلب می ساختند. 1. توجه به ارزش و آثار خوش اخلاقى و آثار نیک آن و همچنین زشتى بداخلاقى و آثار بد آن: براى این منظور بهترین راه موجود، مطالعه ى روایات و آیاتى است که در زمینه حسن خلق و سوء خلق وارد شده است.

درباره پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) که مصداق کامل حسن خلق بود خدای مهربان فرمود: انک لعلی خلق عظیم. 2- اخلاق : شرکتی که سیاست اخلاقی قوی و مشخصی را در سازمانش خلق و استفاده مینماید متوجه خواهد شد که اخلاق نقش به سزایی در رفتار سازمانی دارد. نقش و جایگاه اخلاق در ادیان الهی آن چنان نمایان است که برای هیچ پژوهشگری تردیدی باقی نمی گذارد که پیامبران، به خصوص حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، پیام آوران اخلاق و نیک زیستی برای بشر بوده اند و به عنوان الگوهای حسنه و اسوه های اخلاقی ظهور کرده اند.

در اخلاق الهی و قرآنی و اخلاق دینی محورِ ارزش، خداست. ـ تکامل انسان هدف والای آفرینش خداست. انسان شجاع به موقش از خشمش استفاده می کنه و به موقع هم اون رو کنترل. مى فرمود: «اکرم اخلاق النبیین و الصدیقین البشاشه اذا تراووا و المصافحه اذا تلاقوا» برترین اخلاق پیامبران ورادمردان خوشروئى است، هنگامى که به هم مى رسند و مصافحه و دست دادن به یکدیگر است، هنگامى که با هم ملاقات مى کنند. من از فروتنى وى غرق حیرت شدم و از اخلاق پسندیده و ملکات فاضله، و از احترام فوق العاده اى که نسبت به تمام افراد قائل بود دریافتم که وى فرد عادى، و فرمانرواى معمولى نیست.

چنان که امام على (ع) در توصیف مؤمن مى فرماید: شادى مؤمن در چهره او، واندوه وى در دلش پنهان است. کسی که از دیگران متنفر است و نسبت به آنها کینه دارد، چگونه می تواند در برخورد اجتماعی خود با آنها، روی خوش، چهره ای خندان و همراه با صمیمیت داشته باشد. کسانى که لبخندزدن به چهره دیگران بر ایشان دشوار است. «همه کار خود را خوب می شناختند و در شرایط دشوار خوب انجام می دادند.

شخصی که در موقعیت های مختلف می تواند خونسردی خود را حفظ کند و متناسب با شرایط واکنش مناسبی از خود نشان دهد، به یک شخص کاریزماتیک تبدیل خواهد شد که اغلب افراد او را دوست دارند و برایش ارزش قائل می شوند. مردم به آن ها اعتماد و وثوق بیشتری دارند و از لذت و سعادت بیشتری برخوردارند و در مقابل آدم های بداخلاق کم روزی، منزوی، غمگین، بیمار و دارای شخصیتی شکننده تر هستند و از زندگی خود جز رنج و زحمت نصیبی ندارند.

ظهور مکاتب گوناگون اخلاقی، معلول تلاشی است برای یافتن پاسخ به این گونه پرسشها که خیر و سعادت چیست؟ این سوال در تلاش برای تربیت خود، تربیت خانواده و تربیت دیگران مطرح میشود و پاسخ بدان برای جریانسازیهای فرهنگی و حرکتهای اصلاحی اجتماعی نیز ضروری است. تربیت در لغت از ماده «رب و» به معنای ایجاد رشد و زیادت یا از ماده «ر ب ب» به معنای سوق دادن به سمت کمال است . میتونه از طریق روش های بزرگ (صدقه دادن به خیریه) و روش های کوچک (سرو قهوه برای دیگران) انجام بشه، این افراد خوشحال هستن که اموال شون رو به اشتراک میزارن.

گاهی ممکن است این نوع رهبری ناخوشایند باشد، مانند زمانی که کار وی خاتمه دادن به فعالیت کارمندی است که از اموال شرکت برای اهداف شخصی خود استفاده میکند. بنا بر این، اصطلاح اخلاق نیز مانند زبان، دین و کشور پیش افراد بوده و فرد در آن داخل شده و کم و بیش در آن سهیم می گردد. در روایت است که هرگاه دو مؤمن به هم مى رسند و دست می دهند، گناهان آنها مانند برگ درختان در فصل خزان مى ریزد. ابن مسکویه می نویسد: خُلْق همان حالت نفسانی است که انسان را به انجام کارهایی فرا می خواند بی آن که نیاز به تفکر و اندیشه داشته باشد، و آن بر دو گونه است: یکی آن که طبیعی و فطری است، مثل انسانی که با اندک چیزی غضبناک می شود و با اندک سببی به هیجان می آید، و مثل انسانی که از شنیدن کم ترین صدایی می ترسد و با اندک چیزی محزون می گردد.

دیدگاهتان را بنویسید