فلسفه وجوب روزه 12

2) از همین جا، وی طبیعت را به عنوان«اصل حرکت و تغییر»تعریف میکند، (3) و بدینسان طبیعت شناسی برای او بصورت مطالعه و شناخت حرکت و ویژگیهای آن در میآید.مروری بر کتاب فیزیک(طبیعیات)این مطلب را به روشنی نشان میدهد. او با تدوین علم منطق توانست نشان دهد که مغالطه چیست وسوفیستها به چه شکل سخنان کذب خود را در کالبد صداقت ارائه میدهند و راه مقابله با این سفسطهها چیست. در تعریف تخصصیتر از فلسفه آمده است: فلسفه عبارت از علم و شناخت موجود از آن جهت که موجود است نه از آن جهت که تعیّن خاصی دارد مثلاً جسم است، انسان یا گیاه است و مانند آن، بنابراین به طور خلاصه فلسفه به آن دانشی گفته میشود که درباره هستی با قطع نظر از مصادق آن بحث میکند.

به عبارت دیگر فلسفه آن علمی است که درباره کلیترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث میکند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث میکند. به راستی در شرق زمین است یا در غرب آن که اندیشیدن یک سنت دیرینه است؟ لاَ یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ«(واقعه/۷۷-۷۹)؛ این کتاب یعنی قرآن کریم که صاحب کرامت است در کتابی است که کنان و حجاب دارد و مکنون است و اگر کسی پاک نباشد به او اجازه نمی دهند که دستش به قرآن برسد و اگر بخواهد قرآن را لمس کند، ملائکه او را دور می کنند و نمی گذارند به ساحت قرآن نزدیک شود.

به احتمال قوی گوینده اشعار منسوب به خیام چنین منظوری داشته است و یا از طرز فکر محدود ماتریالیستی ناشی شده است ، ولی در فلسفه کسی که می گوید آنطور که به خواب می روید می میرید و آنطور که از خواب برمی خیزید زنده می شوید ( 1 ) همه اشکالها حل است . » برای برخی از ما فلسفه از آن حیطههایی است که فکر میکنیم هرگز موفق به فتح قلههای عظیم و مرتفعاش نمیشویم، از پسش بر نمیآییم یا به دردمان نمیخورد. در راحتترین و سادهترین تعریف از فلسفه میتوان گفت: فلسفه تلاشی است برای یافتن پاسخ به پرسشهای ذهنیمان.

آیا این امکان وجود دارد که این نیروها و قوانین خود به خود و به صورت تصادفی در کنار هم قرار گرفته باشند و مجموعه ای چنین منظم را برپا کرده باشند؟ استاد مطهری تصریح مینماید که اهل حکمت و معرفت و علما و حکمای اسلام به حق استنباط کردند که طرح مسائل توحید از سوی قرآن، دعوت به غور در عمق و ژرفای این حقایق است و قرآن نمیخواهد که ما صرفًا با لقلقة زبان این کلمات را بر زبان آوریم بلکه میخواهد حقایق اینها را درک کنیم.(۵۵) ابن ترکه در تمهیدالقواعد در باب توحید چنین مینویسد: مسئله توحید بر اساس تحقیق اهل مشاهده و حسب آنچه اهل تحقیق از صاحبان کشف و عیان، بیان داشتند جز با کشف و شهود میسر نیست.

معبد جُهَنی، طرفدار حریت وآزادی انسان در اندیشه و گفتار بوده، و آنگاه که اشعت ضد حجاج اموی قیام کرد، به عضویت سپاه اشعت در آمد، و در راه این عقیده کشته شد (ابو عبدالله، بیتا: ج4، ص141). 80) از سوی دیگر به عقیده ارسطو تنها حرکت پیوسته و نامتناهی، جنبش است. اما حکومت هایی که تنها مصالح فرمان روایان را در نظر دارند اشکال منحرف حکومت هستند. با این تفاصیل نیاز به پیامبران از زمان کشف خیر و شر نوعی – اجتماعی نمیباشد، بلکه از آغاز هستی انسان نیاز به پیامبران برای نشان دادن این شرها و خیرها وجود دارد چرا که تنها پیامبران به منبع اصلی دانش یعنی خدا متصل هستند و به تمام جوانب نفس بشری و هستی احاطه دارند و گفته میشود که اولین و مهمترین معلمین اخلاق پیامبران بودند.

حیات ارسطو عظمت فکری وی را بدان سان که واقعاً بوده است نشان نمی دهد. آیه مزبور هم مبدأ انسان را خدا می داند و هم مقصد وی را، چه آن که آغازش از خداست و پایان و سرانجامش نیز به سوی اوست بر طبق این آیه، هدف انسان سیر به سوی خداست. سیاست: مطالبی درباره آرمان شهر دارد که از نظر ارسطو شهری است که نیک بودن را برای شهروندان خود هدف می شمارد.

با توجه به تعدد منابع و کتابهای فلسفی و اسامی متعددی که از فیلسوفان شنیدهایم شروع خواندن فلسفه امری پیچیده و حتی نشدنی به نظر میرسد! دومینیک لاکاپرا از امکانات تئوری تفسیر و تئوری نقد در توجه خود به بازنمایی هولوکاست استفاده کرد. ترجیح میدهید عمیقتر و مفصلتر با پایههای علم فلسفه آشنا شوید یا میخواهید با گشت و گذار در فضاهایی داستانی و لذتبخش سر از فلسفه دربیاورید. کتابها را مطالعه کنند و فیشبرداری کنند و یا مدلهای جدیدی که در این کار هست اتفاق بیافتد. در این مطلب ضمن معرفی ارسطو، به تشریح جوهر و عرض در فلسفه ارسطو خواهیم پرداخت.

جوهر در فلسفه ارسطو همان ذات است که هیج تغییری در آن رخ نمیدهد اما در مقابل آن عرض وجود دارد که به راحتی میتواند دگرگون شود. پاکی از ارتباط با جنس مخالف؛ هر چند در قالب آیین مذهبی و شعائر دینی همانند ازدواج صورت گیرد. در این اثر همچنین ارسطو از ماده و صورت نیز ذکر شده است. این پرسشها و مجموعهای بیشمار دیگری از پرسشهای مشابه که برای یافتن پاسخهایش همیشه در تلاشیم.

فلسفه رویکرد و راهکار انسان برای اندیشیدن به این پرسشها و پیدا کردن پاسخی برای آنهاست. او منطق را ابزاری برای درست اندیشیدن میدانست. انگیزه ارسطو برای تدوین منطق جلوگیری از فریب های کلامی و ترفندهای سوفیستها بود. مکتب بسیار خوبی که صاحب آن دایی بنده بود. لغتشناسان عموماً آن را با واژة «خَلق» همریشه دانستهاند. کتابهای مهم را دستهبندی کنید. بر اساس اطلاعات این کتابها میتوانید آنها را دستهبندی کنید؛ کتابهایی درباره فلسفه، کتابهای تاریخ فلسفه، نظریات فیلسوفان، آشنایی با فیلسوفان مهم جهان، بنیادهای فلسفه و غیره. او از شاگردان مهم افلاطون شد و پس از مرگ افلاطون آموزشگاه خود را به نام لایسیوم تاسیس کرد.

او که یکی از شاگردان افلاطون به شمار میآید، اولین کسی بود که جهان را با علم منطق آشنا کرد. ارسطو اولین کسی بود که منطق را تدوین کرد. عربی، آلمانی- فرانسه، ریشهشناسی لغات را خیلی خوب وارد و بلد بود. این کتاب بر خلاف کتابهایی چون دنیای سوفی نظریات فیلسوفان بزرگ را مطرح نمیکند بلکه سعی میکند با مطرح کردن پرسشهای اساسی، شکلگیری تفکر نقادانه و وارد شدن فلسفه به زندگی روزمره را آموزش میدهد.

دیدگاهتان را بنویسید