فلسفه وجوب روزه 12

او نشان میدهد که از فلسفه افلاطون میتوانید از سطح دلبستگی شخصی، از عشق رمانتیک میان دو شخص، فراتر روید و این رهایی آغاز راهی است در آموختن و شناخت که میتواند شما را به درک امر خیر برساند که چیزی بنیادی در جهان است. انسان تنها در پرتو ازدواج میتواند به شخصیت اجتماعی خود دست یابد و پختگی شخصیت پیدا کند. با وجود این، عشق که در این روابط اخلاقی و سیاسی نقش محورد دارد، حتی اساس داوریها در باب عدالت میشود.

در هر حال تناقضهای عشق تنها این نکته را به خاطر نمیآورند که عشق خشم و عوامل بالقوۀ آسیبزننده را در خود جای میدهد، بلکه برعکس، به این واقعیت نیز اشاره میکند که آن، به واسطۀ ارتباط و شناخت، تنها آرزو و اشتیاق موجود در آن و دشواریهای آن را معلوم نمیگرداند، بلکه تواناییهای اخلاقی و سیاسی بالقوۀ آن را نیز آشکار میسازد. بنابراین به یک معنا میتوان گفت، اگرچه ابنسینا خودش وارث فارابی است و بسیاری از مسائل را از فارابی گرفته و سبک فلسفهاش، از فارابی اخذ شده، ضمن آنکه فلسفه سیاسی نزد ابنسینا، هیچگاه به غلظت و شدت فارابی مطرح نمیشود، اما به هر حال مسائلی چون مساله نبوت که مسائلی جدید بودند و به هر حال در یک جامعه مذهبی مطرح میشدند، اگرچه با فارابی یک نوع فرمولاسیون (صورتبندی) دقیق فلسفی پیدا میکنند، اما صورتبندی نهایی آنها تا قرنها از ابنسیناست و انتشار این مطالب، از اوست.

در فصل سوم همراه با مجموعۀ تلویزیونی آمریکایی «زنان خانهدار ناامید» به بررسی اندیشههای سیمون دوبووار در باب عشق پرداخته شده است. «زنان خانهدار ناامید» این تبعیت و انقیاد را نمایش میدهد، در حالی که تقلید و همرنگی کرداری خاصی را نیز که با بازآفرینی تجربۀ عشق در متن نمایش در ارتباط است، آشکار میسازد. اكرمی اما در اثر جدید خود با عنوان «شأن هستیشناختی عشق و آفرینش انسان در فلسفه و عرفان، از افلاطون تا صدرالمتالهین» به موضوع عشق و نقش آن در آفرینش انسان از دیدگاه فلسفی و عرفانی برجستهترین فیلسوفان و عارفان مطرح در سنت اسلامی پرداخته است.

سرانجام سؤال در مورد عینیت گذشته مطرح میشود: آیا اساساً بنیانی برای اعتقاد به خصوصیات معین و عینی وقایع و شرایط گذشته وجود دارد، خصوصیاتی که مستقل از روایت ما باشند؟ مثال بارزش روابط کاری است که افراد در محل کارشان خلقوخوی یکدیگر را درک میکنند و از وجود همدیگر نیز نفع میبرند بدون اینکه عشقی در کار باشد و به قول معروف عاشق شوند. در رساله قوانین بند (890) افلاطون از عدالت و ظلم سخن گفته و میگوید برخی افراد عدالت را همانا غلبه­ای که به وسیله زور به دست می­آید میدانند. ازاینرو، ارزشبخشی را نوعی فرافکنی میداند، خلق ارزش عاطفی، هم در خویشتن و هم در دیگری، که آشکار میکند چرا ارزیابی بهتنهایی نمیتواند روشن کند که عشق چیست.

نویسنده تأکید دارد هیچ عشقی بدون ارزیابی نمیتواند وجود داشته باشد، چون اصلا متوجه نمیشویم که دیگری چگونه است. در فصل پنجم، اندیشههای فرانتس فانون در باب مخاطراتی که ممکن است در جوامع مستعمراتی مبتلا به نابرابری، در عشق بیننژادی وجود داشته باشد، به تفصیل توضیح داده شده است. در داستان سقراط خاستگاه تفکر و تأمل فلسفی، در میل و خواست عاشقانه است و آخرین حکایت در مجموعه حکایتهایی که در «ضیافت» افلاطون آمده است، دربارۀ نکتهای سخن میگوید که عشق شهوانی ـ عشق آلکیبیادس به سقراط ـ متضمن آن است. بنابراین باید بگوییم که در ساختن جهان چیزی سرمشق بوده که همیشه همان است و دریافتن تنها از راه تفکر و تعقل امکانپذیر است.

دلیل این امر هم حاکم بودن نوعی رئالیسم خام بر تفکر عرفی است. بنابراین نتیجه میگیرد این ادعا که عشق رمانتیک اختراع دوره اخیر است ارزش محدودی دارد و ظاهرا اشتباه است. او آنچه را عشق رمانتیک نامیده میشود، به تحول فکریای مربوط میداند که با آغاز رمانتیسم در جهان مدرن شروع شد. ازاینرو، بر این باور است به درستی این مفهوم را عشق رمانتیک خواندهاند، ولی اضافه میکند که این اندیشه حاصل فرآیندی تکاملی بود که طی دوهزار سال نظریههایی درباره عشق در آن نقش داشتند.

كتاب را «نشر فردا» در اصفهان چاپ و منتشر كرده است. این دیدگاه مسلط در دوره رمانتیسم در بخشهای مختلف کتاب به چالش کشیده میشود. بلکه نوعی شیدایی و شیفتگی به اندیشه است. عشق به منزلۀ داستان، یکی از موضوعاتی است که در سرتاسر این کتاب مورد بررسی قرار گرفته است، از اینرو تصاویر درد و رنجهای عشق را نیز به تکرار در آن میتوان دید. اروکسیماخوس گفت اثر اروس هم در روح و هم در تن همۀ هستندهها نمایان است و این چیزی است که دانش پزشکی به او آموخته است!

ساختار پایهای کار نویسنده درباره عشق از این قرار است: او بین ارزیابی و ارزشبخشی فرق میگذارد. ازاین­رو انسان را ارزیاب و عمل ارزیابی او را خلق معنا می­داند (همو، 1376، ص71-70). حتی سینگر با همین ساختارش ادعا میکند که فروید ماهیت ارزشبخشی را درک نکرده بود و فقط در چارچوب ارزیابی میاندیشید اگرچه دیدگاه او را درباره به قول خودش ارزیابی بسیار تعیینکننده میداند. این کتاب با افلاطون و سافو که یکی فیلسوف است و دیگری شاعر، آغاز میشود، هرکدام از آن دو واکنشهای خاصی در مقابل عشق داشتهاند و روایتهای پدیدارشناختی دیرپایی در باب آن اظهار داشتهاند.

به محض آنكه معشوق در اختيار قرار گرفت و آن رغبت آرام گرفت ديگر دور انداخته مي شود مثل دور انداختن ليمویی كه كاملا مكيده شده يعني رابطه جنسي به تنهايي و بدون عشق حقيقي تحقير طبيعت انساني است. گذاره در مورد حجاب اسلامی حرف میزند نه شکل پوشش کنونی ما. عشق به منزله داستان، یکی از موضوعاتی است که در سرتاسر کتاب «فلسفه و عشق» مورد بررسی قرار گرفته است، از این رو، تصاویر درد و رنجهای عشق را نیز بهتکرار در آن میتوان دید.

ولی در این سطح صرف، مثل وسایل یا کالاها برای یکدیگر هستیم که میتوان با ارزشبخشی از تمام این سطوح فراتر رفت بدون اینکه حضور ناگزیر ارزیابی حذف شود. اولی را توانایی کشف ارزش در خودمان و دیگری تعریف میکند و دومی را راهی میداند برای خلق ارزش؛ نه همان نوع ارزشی که در ارزیابی از آن سخن گفته میشود. در نظر او، این کار با خلق نوع جدیدی از رابطه انجام میشود که برای عشق ضروری است. در نظر سینگر، دنبالکردن این نوع عشق افلاطونی در نهایت شما را به عشق معنوی، یا عشق مذهبی، یا عشق به خدا میرساند.

در هر صورت، براى مرد مؤمن، سزاوار نيست كه با لباس نامناسب، در جمع حاضر شود و در مواردى كه مفاسد خاصى بر آن مترتب شود، به فتواى فقها، حرام مى باشد البته توصيه مى شود كه در جزئيات مسئله، اشخاص به رساله مرجع تقليد خود مراجعه كنند. در نتیجه هر یک جنس مخالف را طبیعتا به دیده شک و بدبینی مینگرد و در حالت جنگ دائم با آن قرار دارد. قاعدهسازی ایریگارای همراه با فیلم «اورلاندو»، اثر سالی پاتر مورد بررسی قرار گرفته است و ما را به کشف بازنماییهای متفاوت اختلاف جنسی در آثار ایریگارای و پاتر و نیز مقایسۀ «اورلاندو» و رابطۀ عشقی شلمردین با عشق به عنوان رابطۀ مستقیم از نظر ایریگارای توانا میسازد.

به نظر من اعتراضاتي كه گاه به قاعده امتناع ارتفاع نقيضين شده ناشي از همين نوع بدفهميهاست. نوع دیگر هستی منظومهای از افکار، احساسات و عاداتی است که بیانگر گروه و یا گروههای مختلفی است که انسان عضو آنهاست. اكرمی پس از چندین سال تدریس و تحقیق در سال ۱۳۸۲ دوباره به تدریس روی آورد و از سال ۱۳۸۳ مدیریت گروه فلسفه علم دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران را عهدهدار شد. فصل دوم با گذر از دوهزاروپانصد سال داستان عاشقانۀ فلسفی و فرهنگی، رمان «فرانکنشتاین» اثر مری شلی و تفکرات و تأملات پارهپارۀ فردریش نیچه در باب عشق و دوستی در کنار یکدیگر بررسی شده است.

صالح گفت: وقتی شاخصههای این ماه، شهرالله، ضِیَافَةِالله و کَرَامَةِاللَّهِ است. بووار این موضوع را به تفصیل بیان میکند و اظهار میدارد نابرابری جنسی به اینگونه واکنشها دامن میزند. حرکت نیز به مثابه ی عرضی است که عارض جوهر می شود. روزه یک موهبت بزرگ الهی است که خداوند بر بندگان خویش منّت نهاد و روزه را به عنوان یک فریضه بر آن واجب نمود. در تمام نوشتههای او به این اندیشهٔ تعارض میان اشخاص برمیخورید، که از نظر او ویژگی ذاتیِ طبیعت ما است.

دیدگاهتان را بنویسید