فلسفه زندگی چیست؟

با این حال برای یافتن پاسخی برای پرسشی که در ذهن داشت، رهسپار ایران شد. خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بسیاری از بزرگان و اندیشمندان جهان (من جمله هگل) وجود فلسفه در شرق را ناممکن میدانند و چرایی آنرا در یکی دانستن فلسفه و دین بیان میکنند. اما اینکه بگوییم چون او تنها درباره دین بحث میکند فیلسوف نیست، به نظر سخن اشتباهی است. وقایع و کنشها در گذشته رخ دادهاند، فارغ از اینکه ما به آنها توجه کنیم یا نه، اما ساماندهی آنها مثلا در روایتی در مورد «بیداری دینی» یا «تشکیل یک دولت مستبد» متضمن یک ساختار تفسیری در مورد آنهاست که ذاتاً به علایق مشاهدهگر وابسته است.

اگر جراحی نکنیم چه کنیم؟ در هر حال، ازدواج برای تأمین نجات و رستگاری انسانها آورده شده است؛ چه انسان خود این تأثیر را به دست خود فراهم آورد یا با وسیلهسازی از خداوند بخواهد که این موهبت را به وی عطا کند. وی بر این باور است که آنچه انسان را به جوشش درمی­آورد، «اراده معطوف به قدرت» است (نیچه، 1376، ص125-124). به همین دلیل روشنفکر الزاما به مسائل به شکل ریشهای فلسفی نمیپردازد زیرا هدف او به تعبیر مارکس نه «تفسیر» که «تغییر» عالم و آدم است. ازدواج امری است که زندگی انسان را شکل می دهد و باعث هدفمندی آدمی شده و او را در راهش مستحکم می کند.

اگر به تاریخ فلسفه یونان برگردیم(البته با این توضیح که فلسفهورزی تنها متعلق به یونانیان نبود و تنها به خاطر ابداع واژه «فلسفه» و البته پردازش ویژه این «ژانر» است که به یونان اشاره داریم) میبینیم که در دوران فیلسوفان پیشاسقراطی، موضوع فلسفه چندان ربطی به زندگی روزمره نداشت و موضوعش کل هستی و گیتی بود. وی با نشان دادن دروغ بودن فهم حقیقت هستی و ناکارآیی عقل در شناسایی حقیقت، عملاً عقل و عقلانیت را از میدان معرفت بشری کنار میگذارد. مارکسیسم هر نوع تلاشی را برای گشودن معضل زندگی بی ثمر میداند، مگر اینکه متکی باشد به مطالعه جامع علمی، مردمی، رفتاری و زیستی وجود انسانی و دگرگونی آدمی در رابطه با تکامل کلی زندگی و رابطه او با این سیاره خاکی و همه عالم هستی.

نکته حیرت آور این پیوند در نوع زندگی فلوطین است. فلوطین زندگیِ مرتاضانه و زاهدانهای داشت و فرفوریوس نقل میکند که استادش اتحاد خلسه آمیز با خدا را چهار بار در 6 سالی که وی شاگردش بود، تجربه کرد. شاید علت این اشتباه به ترجمه از آثار فرفوریوس ـ فیلسوف نوافلاطونی و شاگرد فلوطین ـ هم برگردد، چرا که او بر منطقیات ارسطو مقدمهای تحت عنوان ایساغوجی را نوشت که مسلمین آن را تحت عنوان «المدخل» به عربی برگرداندند و او کسی است که تاسوعات فلوطین را به صورت منظم مرتب کرد. را بخوانند اگر ابتدا به سراغ کتاب «زبان رمزی افسانهها» نوشته م.لوفرـ دلاشو ترجمه جلال ستاری، منتشر شده توسط انتشارات توس، بروند، درک بهتری از این متون خواهند داشت.

افلاطون میگوید از طریق تعلیم و تربیت میتوان مفهوم صحیح سلسله مراتب طبیعی را با زبان اسطوره برای افرادی که نمیتوانند حقیقت را به درستی درک کنند قابل فهم کرد و سقراط با بیان اسطورهای میگوید از ابتدای خلقت یعنی زمانی که خداوند انسانها را آفریده وجود کسانی را که در آینده زمام کشور را به دست میگیرند را به زر سرشت و به همین جهت آنان گرانقدرتر از دیگران هستند و چون زر و سیم خدایی در درونشان به مقدار کافی است به زر و سیم زمینی نیاز ندارند.

در آن جا چنان سرگرم و مجذوب کارهای علمی و فلسفی شد که بسیار اتفاق می افتاد که برای مدت زیادی خانه را ترک نمی کرد؛ چنانچه یک بار به مدت سه ماه از خانه بیرون نیامد. » و بعد بیرون رفت. اما همین میزان نیز بعد به نوعی از بین رفت. با این گفته ها بهتر می توان به تفسیر نظر افلاطون و ارسطو پیرامون هنر سینما پرداخت. این گفته نباید این گونه تلقی شود که فقط یک تفسیر حقیقی واحد از وقایع تاریخ در دست است. در میان فلاسفه هم حرف واحدی درباره عشق وجود ندارد اما تقریبا بسیاری از آنها عشق را جدی نگرفته اند و حق هم دارند، چون عشق، معمولا با عقل جور در نمی آید.

اگر بنا باشد در این جهت فرق بگذاریم، مرحوم ملاصدرا برجستگی ویژه ای دارد چون ایشان عنایت خاصی داشت به اینکه مسائل عقلی را با یافته های شهودی و مباحث نقلی تطبیق کند و بر این مسئله بیشتر تأکید می ورزید. اما این به معنای آن نیست كه مسائل و مباحث مربوط به فلسفة اخلاق در سایر علوم اسلامی و در لابهلای مباحث فلسفی و اعتقادی هم مطرح نشده باشد. فلسفه اخلاق در پارهای از مبانی خود به فلسفه نیازمند است و با آن رابطه دارد؛ همچون بحث عقل عملی و نظری، ادراکات این دو عقل، ضرورت بالقیاس و بالغیر یا ضرورت ادعایی و امثال آن و در مواردی به مبانی کلام و اصول نیازمند است یا با مباحث این دو علم ارتباط دارد و در ایجاد نظام اخلاقی وصحیح و جامع به تفسیر و حدیث نیازمند است.

مسلمانان با اندیشه ساده و خردی ناآلوده مسئله توحید و مسائل اصول دینی را یاد گرفته و به آن ایمان راسخ و عقیده ثابت داشتند و هرگز نمیخواستند و نمیتوانستند با افکار ساده خویش در آن مسائل به تفکر پرداخته و آنها را ثابت کنند. که حکمای مسلمان ایرانی اصول اولیه اسلامی را با این قوانین از فلسفه ارسطویی آمیختند. باز هم افلاطون تأکید دارد که هدف او از نوشتن قوانین، ارائه یک نمونه و یک الگو براى حکومت دارى بود: «من کوشیدم تا نمونه اى به دست دهم.» با این بیان، افلاطون به نوشتن قوانین به صورت جزئى مى پردازد و به ارائه ریزترین قوانین اجرایى در باب پرستش خدایان، ازدواج، اجراى احکام کیفرى، قضاوت، ثروت، انتخاب مکان شهر، انتخاب حاکمان و مناصب در شهر، قوانین لشکرى و کشورى، آموزش و پرورش، پاسبانان و دشتبانان و ده ها عنوان دیگر مى پردازد.

سقراط از شهر خوکها شروع میکند تا به شهر ایدهآل خود که در آن حکومت به دست فیلسوفان است برسد. سقراط تأسیس مدینه فاضله را در سه مرحله انجام میدهد: 1. شهر سالم یا شهر خوکها 2. شهر خالص(پاک شده) یا شهر پادگان نظامی 3. شهری که فیلسوفان در آن حکومت میکنند. فصلنامه فقه و حقوق اسلامی / کسب رتبه برتر مجلات حوزوی در ارزیابی معاونت پژوهش حوزه های علمیه. کاری که انسان مدرن و پرسشگر همواره «آماده» ارزیابی دائم آنهاست.

تا اين جا معلوم شد كه شهر، ساخته احتياج انسان است. مجموعه فرادرس در تولید و تهیه محتوای آموزشی خود اقدام به تهیه فیلم آموزش آشنایی با مکاتب فلسفی کرده است. حتی رسالات فلسفی نیز به صورت گفتوگوی بین چند نفر نوشته میشدند. کامو نیز با عبارات متعدد سعی در ارائه راه حلی برای رهایی از این توهم دارد. مثلا خداوند در آیه 171 سوره بقره (آیات مشابهی هم وجود دارد) یعنی: «صمٌ بُکمٌ عُمیٌ فَهُم لا یعقِلون» از کفار یعنی کسانی که به شریعت الهی اعتقادی ندارند، اسم عقل را سلب میکند، یعنی اینکه کفار عقل ندارند.

این اصولا قابل مقایسه نیست با خدا یا هر اسم دیگری که ارسطو به آن اعتقاد دارد؛ خدای ارسطو را نمیتوان عبادت کرد و به او محبت ورزید و از او انتظار کمک داشت. ترجمه در دوران مامون به اوج خود رسید و مامون به برگزاری مناظرات حکمی ـ فلسفی علاقه شدیدی نشان میداد. روزه عبادت بسیار مهم و ارزشمندی است که اگر با آداب و شرایط مخصوص و با همان کیفیت که شارع مقدس اسلام خواسته انجام گیرد، در خودسازی و تزکیه و تذهیب نفس تأثیر فراوانی دارد. در نهضت ترجمه منطق و فلسفه ارسطو و علوم نظری یونانی و آداب سیاسی و اجتماعی ایرانی از زبانهای سریانی، پهلوی و بعدها یونانی به عربی ترجمه شد.

دیدگاهتان را بنویسید