فلسفه روزه و ماه رمضان در ویکی آنا – آنا

مثلا فلسفه اشراق در طرح مسائل و گردآوری مقدمات و نیز ملاحظه نتیجه از کشف نیز کمک می گیرد، اما فلسفه مشاء در همه این مراحل تکیه بر عقل دارد. 2. مکاتب عرفانی: در این روش از تهذیب و تصفیه نفس برای «رسیدن به حقیقت» (فعالیتی عملی) و نه کشف و معرفی حقیقت (فعالیتی علمی) استفاده میشود. آن گاه باید قوانین را با توجه به اجزاى فضیلت انسانى بررسى کرد، نه بدان گونه که امروز رایج است. پارمنیدس اما اتکا به مشاهدات حسی را زیر سوال برده و با تاکید بر تمایز بنیادین و باینری میان وجود و عدم، و در عین حال عبورناپذیر بودن شکاف عظیم میان آنها، استدلال میکند که «وجود نه از وجود برمیخیزد نه از لاوجود: آن هرگز به وجود نمیآید، بلکه فقط هست.

به حکمت الهی (فلسفه) الهیات بالمعنی الاعم نیز گفته می شود و وجه این عنوان آن است که فلسفه دارای دو بخش است: بخش «امور عامّه» که شامل مباحث وجود و عدم، ضرورت و امکان و امتناع، قدم و حدوث، وحدت و کثرت، قوّه و فعل، ماهیت، علّت و معلول است و ملحق بر این بخش است مباحث جواهر و اعراض و حقیقت جسم طبیعی و برخی مباحث دیگر؛ و بخش الهیات بالمعنی الاخص که درباره خدا و صفات و افعال خدا بحث می کند. برخی نیز و جه آن را این دانسته اند که چون عقل و اندیشه این فلاسفه پیوسته در مشی و حرکت بوده فلسفه آنان به فلسفه مشاء مشهور شده است؛ چرا که حقیقت فکر همان حرکت به سوی مقدمات و از مقدمات به سوی نتایج است.

در میان فلاسفه اسلامی کندی، فارابی، ابن سینا، خواجه نصیر طوسی و ابن رشد اندلسی از بزرگان فلسفه مشائی شمرده می شوند. تقسیم فلسفه به مشائی و اشراقی در عین اینکه یکی از تقسیمات فلسفه اسلامی است حداقل از نظر تاریخ فلسفه اسلامی سابقه دیرینه تری نیز دارد. در یک بیان ساده می توان عنصر اساسی فلسفه مشاء را این گونه توصیف کرد که از نظر این مکتب آدمی می تواند تنها از راه تفکر و استدلال بر مبنای منطق صوری به حقیقت عالم دست پیدا کرده و نسبت به آنها معرفت مطابق با و اقع بیابد.

این کتاب میتواند یک گام محکم دیگر برای ورود به دنیای فلسفه باشد. این دیگر نیازی به کار پژوهشی ندارد و لذا در عناوین که بعضاً طلاب به مشکل برمیخورند به این علت است. ولى مستعدند که با تربیت به نظاره صور عدالت دست یابند که این کار با هدایت حاکم فیلسوف انجام میشود. پیشنهاد میشود موضوع استقرار یک طلبه برادر یا خواهر در هر مدرسه در شورای عالی انقلاب فرهنگی یا مجلس بررسی و در صورت امکان تبدیل به قانون شود.

۳ـ عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی از ۱۳۸۲ به حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی. در سرزمینهای غربی امپراتوری اسلامی فیلسوفان عارفی چون ابن حزم، ابن باجه و ابن طفیل و در قلمرو شرقی این امپراتوری چهرههای درخشانی چون شیخ شهابالدین سهروردی که در او فلسفه عمیقاً با عرفان پیوندیافته و نیز متفکرانی چون محمد شهرزوری، قطبالدین شیرازی، ابن ترکه اصفهانی، خواجه نصیر طوسی، افضلالدین کاشانی، جلالالدین دوانی و بعدها میرداماد و ملاصدرا، عبدالرزاق کاشانی و ملا محسن فیض کاشانی نمایندگان برجسته پیوند میان فلسفه و عرفانند. این موضوع نشان میدهد که ابنسینا از قدیم، مورد توجه بوده و حول و حوش او مجموعهای از افسانهها ساخته شده است.

این نحوه بیان نشان میدهد که اصل جواز ازدواج موقت، مسئلهای مسلم بوده است و قرآن کریم صرفا بر لزوم پرداخت مهریه تاکید دارد. اخلاق، از دیدگاه اسلام، افزون بر آنكه در كنار اعتقادات و احكام فقهی، بهمنزلة یكی از سه پایه اساسی معارف دینی مطرح است، راه زندگی درست و خداپسندانه و شیوه صحیح حركت بهسوی كمال نهایی و ارتباط با خدای متعال را تعلیم میدهد. سبک زندگی اسلامی، نمود ارزش ها و سنت های مشترک دینی در حوزه عمل اجتماعی است. در این نوشتار، ابتدا به ماهیت فلسفه سیاسی به عنوان عامل فهم چگونگی اداره جامعه، ساخت قدرت، و نحوه حکمرانی و دخالت آن در زندگی مسلمین پرداخته شده است.

برای روشن شدن این مطلب می گوییم: عمل تفلسف مراحلی دارد که این مراحل را در چند مورد ذیل می توان خلاصه کرد: ۱. آنچه فیلسوف، عدالت میخواند در درونی­ترین ژرفای طبیعت آدمی ریشه دارد. عدالت در نفس نیز آن است که هر جزء نفس تنها به وظیفه خود عمل کند، تا به این ترتیب در نفس هماهنگی ایجاد شود. این که مردم و حکومت های آنها بیشتر اوقات از این معیارها منحرف می شوند بدین معنی نیست که درستی خود معیارها از لحاظ نظری مورد قبول نمی باشد.

شاید بهترین راه برای تشخیص ماهیت فلسفه اسلامی این باشد که بگوییم فلسفه اسلامی سنتی فلسفی است که از درون فرهنگ اسلامی نشات یافت، با این یادآوری که اصطلاح اخیر را باید در گستردهترین معنی آن درک نمود. صدرالمتألهین پس از اینکه این برهان را با تقریر بوعلى نقل مىکند آن را «اسدّ البراهین» مىخواند. اما به نظر می رسد باید گفت فلسفه مشاء و اشراق در اصل فلسفیدن تفاوتی با هم ندارند؛ چرا که حقیقت فلسفه به اقامه برهان و استدلال است. اگر انسان تربیت شود با توجه به اینکه هم عنصر فرهنگی آن، قرآن در این ماه نازل شده و هم عنصر عملی آن، روزه در این ماه واجب شده است، به علاوه آنچه که از شئون این دو است از تدبر در قرآن، از سحرهایش و از دعاهایش، همه اینها را وقتی نگاه می کنیم میبینیم نتیجه اش تربیت انسان است.

این اثر نوشتهی جنی تایچمن و کاترین اوانز بوده و توسط اسماعیل سعادتی خمسه به فارسی ترجمه شده است. در واقع، این امتیاز و ویژگی اختصاصی انسان است که میتواند مستقل، آزادانه و بدون هرگونه سقف و محدودیتی درباره کلیترین مسائل عالم فکر کند و از طریق دست یابی به نتایج قطعی یا نیمه قطعی، حیات خود را از پوچی و بی معنایی نجات دهد. پرسش ارسطو این نبود که من از نظر اخلاقی چه باید وچه نباید بکنم,بلکه پرسش وی این بود که یودایمونیا چیست؟ تا جایی که افلاطون سخن از عالم «مُثُل» به میان آورد: جهانی (از نظر او) جاودانی و سرشار از نمونههای حقیقی و «نخستینِ» چیزها که فقط به وسیله عقل و تفکرِ عقلانی میتوان بدان راه یافت.

اما این تغیّر فقط بالعرض است. میگویم که این قضیه برای شما الزام است. اتفاقا برای بعد از انقلاب هم با نام برنامه توسعه ، آن را شروع کردند و نام های 2015 و 2030 هم به مرور گذشت سال ها و سنوات در نامش ذکرکردند. مورد دوم هم جلوگیری از سلیقهای برخورد کردن با پایاننامهها از نگاه راهنما، مشاور و داور میشود. یکی از مهمترین منابع کلاسیک در فلسفه سیاست تلقی میشود. در هرجای قرآن از صوم یاد شده است منظور همان صوم معهود در نزد عرب و انسانهای دارای ادیان می باشد.

عدالت در شهر در سلسله مراتب طبیعی و تقسیم کار یافت میشود، بدین ترتیب، هرکس باید همان عملی را انجام دهد که بهطور طبیعی برای آن ساخته شده است. البته این را هم عرض بکنم که شیخ محمدرضا مظفر در مقدمه چاپ حروفی اسفار نوشته است که شاگردان ملاصدرا سلسلهای داشتند مثل سلسله راویان حدیث و نقل میکردند، ولی متاسفانه ذکر نکرده است که این سلسله چه کسانی هستند. باز هم افلاطون تأكيد دارد كه هدف او از نوشتن قوانين، ارائه يك نمونه و يك الگو براى حكومت دارى بود: «من كوشيدم تا نمونه اى به دست دهم.» با اين بيان، افلاطون به نوشتن قوانين به صورت جزئى مى پردازد و به ارائه ريزترين قوانين اجرايى در باب پرستش خدايان، ازدواج، اجراى احكام كيفرى، قضاوت، ثروت، انتخاب مكان شهر، انتخاب حاكمان و مناصب در شهر، قوانين لشكرى و كشورى، آموزش و پرورش، پاسبانان و دشتبانان و ده ها عنوان ديگر مى پردازد.

با شناخت فلسفه حجاب از نظر اسلام معلوم شد که هیچ یک از مواردی را که روشن فکران به عنوان عامل پیدایش حجاب بیان داشته اند، با روح اسلام سازگار نیست و با فلسفه حجاب از دیدگاه اسلام منافات دارد. به تعبیر هگل، زن و شوهر، از شخصیت های مستقل شان صرف نظر می کنند و به این ترتیب به شخصیتی واحد بدل می شوند. سوم آنکه جوهر از نظر معرفت و شناخت بر مقولات دیگر مقدّم است. آنچه از این سخن استنباط می شود این است که گویا فلسفه های دیگر از جمله فلسفه اشراقی استدلالی نیستند و یا حداقل در اثبات مطالبشان تنها به استدلال تکیه نمی کنند.

به بیان دقیقتر، انگیزهی افلاطون از بیان نظریهی مُثُل چه بوده و وی با ارائهی این نظریه کوشیده است تا به کدام پرسش یا مسئلهی زمان خود پاسخ دهد؟ فلسفه سیاسی اسلام، در راستای اهداف و تئوری های بلند خویش و در راستای تدوین سبک زندگی اسلامی تمدن آفرین، به مقوله الزام، توجهی بایسته دارد. این مقوله، با توجه به جامعیتی که اسلام دارد امری کاملا، میسور و بایسته است.

دیدگاهتان را بنویسید