فلسفه حجاب چیست؟

او با الهام از این آیه هم از روحانیهٔ الحدوث بودن نفس دست برداشت و به جسمانیهٔ الحدوث بودن آن قائل شد و هم به اشتباه فیلسوفانی همچون ابنسینا كه منكر حركت جوهریاند واقف گشت. از باب جمع بین ارزش بودن رهبانیت و ضرورت حفظ خود از گناه، ازدواج با یک نفر مباح دانسته شد؛ یعنی رویآوری به ازدواج فقط برای پاسخ به ضرورتی است که از راه عزوبت نمیتوان آن را فراهم نمود؛ چه گزینهی اول عزوبت است؛ لذا در بهرهمندی از ازدواج باید به قدر ضرورت اکتفا نمود؛ چرا که ازدواج راه فرار از آتش هوس دانسته شده است، (رک.

ارسطو در پاسخ به آن ها، ادلّه شان را مردود اعلام کرد؛ استدلال اول را بدین گونه که وجود ممکن است بالقوّه یا بالفعل باشد. این وقایع در راه تحقق غایت تاریخ یعنی آزادی انسان قرار گرفتهاند؛ مثلا فتح بخش وسیعی از اروپا توسط ناپلئون در نظر او واقعهای تاریخی ـ جهانی است که با فراهم ساختن لوازم دولت دیوانی معقول پیشرفت تاریخ را ممکن میسازد. فوکو ظاهرا از مسیر رسانه و روزنامهنگاری و گزارشگری از رخدادهای تاریخی در جریان مثلا انقلاب ایران تلاش داشت، نظریات فلسفیاش درباره کنش اجتماعی را بیازماید و به این ترتیب فلسفه بالفعل و «اکنون» را زندگی کند.

عدالتى كه توسط نظام سياسى در جامعه اعمال مى گردد و شهروندان را در اين زمينه به عمل كردن وادار مى كند، عبارت است از: اعتنا و احترام به قانون حاكم بر جامعه و اعتنا و احترام به برابرى شهروندان. ارسطو پول و ارزش نقدى را يكى از راه هاى جبران اين بى عدالتى مى داند. حكمت عملى و نظام سياسى درصدد ايجاد چنين عدالتى در جامعه است. ما بحث از معلوم فى نفسه نداريم، بلكه از آنچه براى ما معلوم است بحث مى كنيم; يعنى آنچه در جامعه جريان دارد.

راه تحصيل عدالت، خويشتن دارى و ديگر فضايل اخلاقى در جامعه، تمرين اعمال عادلانه است «و قانونگذاران با پديد آوردن عادت پى روى از قانون، مردم را با فضيلت مى سازند»25 و نظام سياسى خوب در صدد ايجاد همين عادت خوب است. از این موارد زیاد اتفاق افتاده است که طلبه در جلسه از داور خیلی ناراحت شده است و نگاه او نگاه شرمگونه به داور بوده است ولی از آن باب «أحَبُّ إخوانی إلَیَ مَن أهدی إلَیَ عُیوبی/ دوست داشتنی ترینِ دوستان من، کسی است که عیب هایم را به من هدیه دهد» واقعاً با این نگاه اگر باشد من فکر میکنم کمک شایانی به طلاب هست و از این موارد زیاد هم دیدهایم.

فلسفه، بررسی حقیقت است، ولی نه آن جهت از حقیقت که دانشهای گوناگون بدان پرداختهاند. بنابراین مسائل مختلفی را که در فلسفه اسلامی تحت عنوان فلسفه و حکمت مطرح میشود، بهصورت چند علم خاص تلقی میکنیم.(2) به دیگر سخن، سلسلهای از علوم فلسفی خواهیم داشت که همه آنها در روش تعقلی شریکاند، ولی فلسفه را بهطور مطلق بر «فلسفه اُولی» اطلاق خواهیم کرد و هدف اصلی این کتاب هم تبیین مسائل آن است، ولی چون اثبات آنها متوقف بر مسائل شناخت میباشد، نخست مبحثِ شناختشناسی را مطرح میکنیم، سپس به بررسی مسائل هستیشناسی و متافیزیک میپردازیم. به باور سهروردی، حکیمان کهن، دارای قدرت جداسازی روح از بدن بودند و از این طریق، گوهر حکمت الهی را شهود مینمودند؛ اما چون مجازگویی میکردند، به شکلهای مختلف از این حکمت خبر دادهاند؛ به همین دلیل سهروردی، رسالت خویش را بازگشت به این حکمت کُهن و رمزگشایی و توضیح عقلانی آن میدانست.

تفاوت ديگر افلاطون با ارسطو در اين است كه افلاطون به يك نقطه اعتدال اعتقاد داشت، اما ارسطو دايره آن را وسيع تر مى گيرد و به مجموعه اى از نقاط وسط باور دارد; مثلا نقطه وسط بين عدد 2 و عدد 10 نمى تواند عدد 6 باشد، بلكه مجموعه اعداد 3 تا 9 مى باشد. افلاطون و تا حدی ارسطو با جابهجایی معنای الثیا فقط معنای یک لفظ را عوض و جابهجا نکردند بلکه آغازگر جابهجایی نسبت انسان با هستی بودند.

در آن حالت، انسان حالت سازندگی عبادت را میفهمد.برای یک زندانی، نماز شب خواندن چیز خیلی مهمی نیست ـ زندانی مسلمان ـ یک زندانی در طول 24 ساعتش در یک سلول مثلا یکی دو متری زندگی میکند و هر وقت هم که خوابش گرفت، میخوابد. ارسطو دانش سياست را دانش برتر مى داند; چنان كه در فصل اول كتاب، بيان مى دارد كه همه دانش هاى عملى براى مقصود و هدف دانش سياست به كار گرفته مى شوند. انتخاب نه بدون حكمت عملى ممكن است درست باشد و نه بدون فضيلت; زيرا «فضيلت» هدف را معيّن مى كند و «حكمت عملى» ما را بر آن مى دارد كارهايى انجام دهيم كه ما را به هدف مى رسانند.

نظام سياسى براى اين كه عدالت را از طريق قانون اجرا كند، بايد «عدالت توزيعى و عدالت تصحيحى»28 داشته باشد. چون برخى از امكانات بيش تر و فرصتى مهيّاتر برخوردار هستند، از اين رو، براى ديگران كه از اين امكانات محروم هستند، بايد راهى در نظر گرفت تا عدالت براى آن ها هم اجرا شود. عدالت از آن جا كه نقطه اعتدال در همه چيز است، پس شخص عادل همه صفات و ملكات را در حد اعتدال داراست، و از آن رو، كه قوانين به دست چنين مردانى پديد آمده، كاملا عادلانه هستند و در جامعه، فقط بايد به اين قوانين عمل شود، بخصوص آن كه اين قوانين دربارة همه شؤون زندگى انسان مقرراتى ارائه مى دهند.

فرد «عادل هم بايد اولا، به معناى كسى باشد كه حرمت قوانين را نگه مى دارد و ثانياً، كسى كه برابرى شهروندان را محترم مى شمارد. «اعتقاد به برترى حكمت عملى بر حكمت نظرى مانند اين است كه بگوييم: هنر سياست به خدايان فرمان مى راند; چون فرمان هايى درباره همه امور جامعه و دولت صادر مى كند.»20 «چون دانش سياست همه دانش هاى عملى را براى مقاصد خود به كار مى برد و علاوه بر اين، قوانينى مى نهد داير بر اين كه چه بايد كرد و چه نبايد كرد. اما هنگامیکه برخی از متفکرین عاجز از درک عمق مسائل و حل آن، آنهم در عالم، باصطلاح خلسه و سکر و مستی، به طرح شعارها، با هدف تخلیۀ رنجها، می پردازند و بمانند شاعر شیراز، ناگهان ادعای پوچ «رسد آدمی بجائی که بجز خدا نبیند» را مطرح میکنند و یا بمانند المتنبی، شاعر ایرانی تبار دورۀ خلفای عباسی، که بدلیل فصاحت و بلاغت در شعر و نثر، روزی سر به آسمان برداشت، و خطاب به خدا گفت: «رب کلمنی فانی افصح من کلیمک موسی» (خدایا با من سخن بگو، چرا که من از گفتگو کنندۀ با تو، یعنی حضرت موسی (علیه السلام) فصیح تر هستم)!

اینجا اشاره کنم که این سه نامآور یونانی علاوه بر هندسه اقلیدسی به علم شناخت علم (epistemology) نیز اشراف داشتند؛ علمی که آن را پیش شرط فلسفه یا حکمت میشناختند. «پذيرفتن استدلال مبتنى بر احتمالات از دانشمند رياضى، همان قدر ابلهانه است كه چشم داشت دلايل علمى از يك سخنور.»22 پس ارسطو اذعان مى دارد كه در اين پژوهش، نبايد انتظار استدلال هاى منطقى و دقيق داشت; چون موضوع پژوهش در علم سياست از نوع دوم است و بنابراين، دقت متناسب با خود را مى طلبند، نه بيش از آن. «ما به حكم طبيعت، اين قابليت را داريم كه فضايل را به خود بپذيريم، ولى آن ها را تنها از طريق عادت مى توانيم كامل كنيم.»24 فضايل را بدين سان به چنگ مى آوريم كه نخست آن ها را تمرين مى كنيم; همچنان كه در فنون گوناگون نيز به سبب تمرين، مهارت پيدا مى كنيم.

همچنین بحث در باب وجود را چنانچه هایدگر به ما آموخت میتوان در آثار تمام فلاسفه یافت اما خود او بود که مفهوم وجود را چنانچه شایسته و بایسته است از دل اشعار پارمنیدس و رساله ی سوفیست افلاطون و متافیزیک ارسطو بیرون کشید و عمر فلسفی خود را که قریب به نیم قرن بود در تلاش برای انکشاف و ظهور این مفهوم صرف کرد. اعمالی که انسان در طول ماه مبارک رمضان انجام میدهد، باید در طول سال ادامه داشته باشد، خداوند سبحان که یکی از صفاتش ربوبیت است و بندگان را تربیت کرده و پرورش میدهد؛ انسان را در ماه مبارک رمضان آموزش و پرورش میدهد که انسان باید از این آموزش و تربیت برای طول سال استفاده کند.

مرحله بعد به نظرات و اندیشه هایی توجه می شود که غایتی عقلانی در حیطه جهان مادی و طبیعی را قائل باشند و بالاخره به اهداف ماوراء طبیعی و غایات معنوی که از حیطه جهان مادی، فراتر است، پرداخته می شود که این اهداف چیست و رابطه اهداف ماوراءطبیعی با طبیعت چگونه است. اینها می شود یک مکتب فلسفی. 2.عقل و نقل در طول هم نبوده و در عرض همند؛ اما در آن جا که عقل و کتاب و سنت را در عرض قرار دادند، اجماع را نیز در عرض اینها بیان کردند که بیان باطلی است؛ زیرا به هر تقریری که از اجماع بکنند، زیر مجموعه سنت است، نه در عرض سنت، نه مردم سالاری ـ اگر چه اتفاق الکل هم که باشد ـ و نه هیچ روش دیگری نظیر آن در مقابل کتاب و سنت حجت نیست؛ بلکه در هر صورت اجماع باید از دخول معصوم یا از رضای معصوم کشف کند و از این رو، اجماع نظیر خبر است، نه در مقابل سنت.

دیدگاهتان را بنویسید