فلسفه تحلیلی چیست؟

علامه طباطبائى در تفسير آيه 32 سوره اعراف مى فرمايد: خداى متعال در اين آيه،(22) زينت هايى را معرفى مى كند كه براى بندگان، ايجاد و آنان را فطرتاً به وجود آن زينت ها و استعمال و استفاده از آنها، ملهم كرده است و روشن است كه فطرت، جز به چيزهايى كه وجود و بقاى انسان نيازمند آن است، الهام نمى كند(23) و حسّ زيبايى دوستى، سرچشمه پيدايش انواع هنرها در زندگى بشر شمرده مى شود. در اینجا نکتهای اجتماعی قابل ذکر است که اگر اسلام به محبت بر ایتام اهتمام دارد و مسلمانان را به آن ترغیب مینماید، هرگز آن را جز از طریق خانواده نمیطلبد.

نقش خانواده در ايجاد جامعه سالم، يك نقش بى بديل است و در اين ميان، نقش حجاب و پوشش اسلامى در سلامت و استمرار پيوند خانوادگى، غير قابل انكار است و در مقابل، برهنگى، سمّ كشنده نظم و پيوند موجود در نهاد خانواده است. حجاب اسلامى براى خانم ها، داراى دو آيه صريح مى باشد يكى در سوره نور كه مورد بحث ماست و از واژه «خُمُر» استفاده شده است «وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ» و ديگرى در سوره احزاب، آيه 59 كه واژه «جلباب» در آن استعمال شده است «يا أَيُّهَا النَّبِىُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً» در آيه اول، «خُمُر» جمع «خمار» و به معناى روسرى و سرپوش است(3).

در نتيجه، همان گونه كه امر به همه معروف ها و نهى از همه منكرها، بر مؤمنين و بر حكومت اسلامى واجب است، نسبت به مسئله حجاب نيز اين قاعده كلى شرعى، جارى است و بر هيچ كس جايز نيست كه در مقابل آن، بى تفاوت باشد يا آن را كوچك و بى اهميت شمارد. تفاوت آن با الله در کلی بودن اله و علم بودن دومی است. تحقيقات علمى در فيزيولوژى و روان شناسى، در باب تفاوت هاى جسمى و روحى زن و مرد، ثابت كرده است كه مردان نسبت به محرك هاى چشمى شهوت انگيز، حساس تر از زنانند و برعكس، زنان در مقابل محرك هاى لمسى، حساسيت بيشترى دارند.

فقيه بزرگوار، علامه مطهرى مى گويد: «از اين دستور، مى توان فهميد هر چيزى كه موجب جلب توجّه مردان مى گردد، مانند استعمال عطرهاى تند و همچنين آرايش هاى جالب نظر در چهره، ممنوع است. 000 (9) ر. ك: شهيد مطهرى، مسئله حجاب، ص 158- 159 قرشى، قاموس قرآن، ج 2، ص 41 و 42 علامه طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج 16، ص. قرآن، چنين فرمان مى دهد: بانوان با مراقبت، جامه شان را بر خود گيرند و آن را رها نكنند تا نشان دهد كه اهل عفاف و حفظ به شمار مى آيند. آیت الله مکارم شیرازی در ج17در تفسیر نمونه که 460 صفحه می باشد و ج2 که 678 صفحه می باشد علاوه بر مبارزه بر چشم و ترک حجاب در خصوص فلسفه حجاب مطالبی را به میان آورده اینکه احکامی که برای رعایت حجاب برای زنان آمده به نحو احسن آن را رعایت کنند و در فلسفه حجاب اشاره شده به اینکه اگر در جامعه تا سر حد یک عروسک یا یک کالای بی ارزش سقوط بکند و ارزش های والای انسانی او به کلّی به دست فراموشی سپرده می شود و تنها افتخار او، جوانی و زیبایی و خود نماییش می شود.

همانطور که می دانید انسان برای ادامه ی حیات خودش و حفظ بقای خودش لوازمی دارد و امکاناتی را برای زندگی می طلبد که بخشی از آن ها مادی است و بخشی معنوی و الهی ؛ اگر قرار باشد کیفیت زندگی مناسب و مطلوب باشد باید حد تعادلی بین آن ها رعایت شود . بسیاری از آثار بدحجابی در ضمن بیان فواید حجاب آمده است. به طور کلی حجاب فواید و مزایای مختلفی دارد که میتوان به مرور زمان این فواید را در زندگی خود حس کرد. در مسئله وجوب حجاب، چون در بیشتر اوقات عدم رعایت حجاب تأثیر اجتماعی مستقیمی بر امنیت اخلاقی جامعه دارد و ممکن است موجب فساد اخلاقی در اجتماع و باعث زمینهسازی ارتکاب گناهان و اعمال حرام دیگر شود، حکومت اسلامی میتواند عمل به آن را اجباری کند و در صورت اصرار بر ارتکاب بیحجابی، برای مرتکب، مجازات تعزیری تعیین کند.

وضع ژوليده و آشفته و عدم مراعات تميزى و نظافت ظاهرى، خود به خود، شخصيت افراد را در نگاه ديگران، خوار مى سازد و زبان طعن و توهين دشمن را مى گشايد. لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان، نمى تواند به هر شكل و اندازه اى باشد و بايد حد و ضابطه اى داشته باشد. اگر نگاه هاى آلوده را همچنان كه در روايات آمده است، «تيرهاى زهرآلود شيطان» بدانيم، پوشش زن، همانند قوسى است كه تير از آن كمانه مى كند و منحرف مى شود و از اصابت و نفوذ در هدف، باز مى ماند و بر عكس، هر اندازه بدن زن برهنه تر باشد، تيرهاى شيطانى را بيشتر متوجه خود ساخته، از آن، آسيب خواهد ديد و از اين روست كه چادر را حجاب برتر شناخته اند زيرا با وجود شرايط ديگر، بيشترين پوشش و مطمئن ترين مصونيت را ايجاد مى نمايد.

علاوه بر اين، همان طور كه شهيد مطهرى فرمود، ميل به خودنمايى و خودآرايى، مخصوص زنان است و از نظر تصاحب قلب ها و دل ها، مرد، شكار است و زن، شكارچى همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن، شكار است و مرد، شكارچى و اين زن است كه به حكم طبيعت خاص خود، مى خواهد دلبرى كند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسير سازد ولى در عين حال، اسلام براى مردان نيز پوششى در حد معقول قرار داده و مردان نيز آزادى بى حد و حصرى در پوشش ندارند و از طرف ديگر، اسلام آنها را بر حفظ نگاه از نامحرم و كنترل شهوت در نگاه، تكليف كرده است و كنترل نگاه براى مردان، نسبت به زنان، سخت تر است.

برخى از رنگ ها، ديده ها را خيره مى سازند و پاره اى ديگر، نگاه ها را از خود مى رانند و دور مى سازند و در عين حال، عالمان دين نسبت به خصوص رنگ ها، تأكيد چندانى نكرده، ولى بر اين مسئله پاى مى فشارند كه لباس، نبايد موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشى از آن باشد و از اين روست كه در طول تاريخ، زنان مسلمان به ميل خود، در خارج از خانه و درون جامعه عمومى، لباس مشكى را براى حجاب برگزيدند و اين سنت حسنه، مورد تأييد و پذيرش پيامبرصلى الله عليه وآله و امامان عليهم السلام قرار گرفت زيرا زنان به اين وسيله، احساس امنيت و مصونيت بيشترى مى كردند.

در واقع، حجاب موجب محدوديت مردان هرزه اى مى شود كه در صدد كام جويى هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و نيز موجب مصونيت زنان از دست اين گروه از مردان است. در اين آيه، از روسرى سخن به ميان آمده است و بايد پرسيد: آيا روسرى جز آن چه بر سر مى افكنند و موها را مى پوشانند، معنايى دارد؟ «و بايد روسرى خود را بر گردن خويش (- (فرو)-) اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان (- (همكيش)-) خود يا كنيزانشان يا خدمت كاران مرد كه (- (از زن)-) بى نيازند يا كودكانى كه بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نكرده اند، آشكار نكنند…».

خود این مفهوم، حاصل انتزاع عقل از عالم خارج است. اصل قانون حجاب اسلامى، از ضروريات فقه، بلكه از ضروريات دين مبين اسلام است و هيچ مسلمانى نمى تواند در آن ترديد كند زيرا هم قرآن مجيد به آن تصريح كرده است و هم روايات بسيارى بر وجوب آن گواهى مى دهند. پاسخ، اين است: از آن جا كه در اين پرسش، مسئله نماز مطرح است و اساس بسيارى از احكام نماز و ساير عبادت ها، فراخوان بشر به تعبد و اظهار بندگى در مقابل پروردگار است، ما فقط در حد فهم خود، مى توانيم پاسخ گوييم و دست يابى به علت احكام عبادات، بسيار مشكل است و گرچه هر يك از آنها داراى حكمت و علت خاصى هستند، ولى پى بردن به همه آن اسرار، براى ما ميسر نيست.

دیدگاهتان را بنویسید