فلسفه ازدواج چیست؟

عقل تجربی دادههای حسی را ارائه و عقل استدلالی را تبدیل به گزاره کلی و یا قانون علمی میکند. البته شاید بتوان برخورداری انسان از گونهای جنبة متافیزیکی را نوعی توهم قلمداد کرد، اما به نظر میرسد توهم خواندن متافیزیک نیز، خود، مسئلهای متافیزیکی است که به سادگی نمیتوان به تبعات آن پایند بود. انسان پوچ کامو، هر لحظه به پوچی آری میگوید، او با خیره شدن در چشمان پوچی او را به تمسخر میگیرد و در دل پوچی به زندگی این جهانی خود، آری گفته و خود را وقف زندگی توأم با شادی و لذت میکند. به عبارت دقیقتر «حجاب یعنی پوشش هرچیزی که برای جنس مخالف وخود شخص، محرک باشد حال این پوشش اعم از پوشش و اختفای بدن و مو یا بوی خوش یا آواز و صوت است بنابراین به زنی هم که بوی خوش خود را بر نامحرم عرضه می کند یا از روی نرمی و ناز یا شوخی و مطایبه با مرد سخن می گوید یا ابایی از لمس وتماس با نامحرم ندارد بدحجاب و بدعفت گفته می شود.» (قرائتی، 1389: ص480).

همانطور که میان دو کلی نسبتی وجود دارد، میان نقیض هر کدام از دو کلی نیز نسبتی برقرار است که به این نسبت، نقیض نسبتهای چهارگانه گفته میشود. به نظر کامو اصل همین است و بس. با توجه به ماهیت پرسش های باز هر پاسخگو به جوابی متفاوت دست خواهد یافت و این ذات فلسفه است. محققی که با دقت بسیار در حال ترسیم ارزشهای دینی شخصیتی تاریخی است و با ارزشهای دینی آن شخصیت اصلا موافق نیست، شاید این تحقیق را به خوبی انجام ندهد؛ اما در راه تحقیق درست هیچ مانع معرفتی وجود ندارد و او میتواند کلیت گفتارها، کردارها و رسوم فرهنگی مختلف را بهدرستی بررسی کند.

حجتالاسلام والمسلمین بهرام دلیر در گفتوگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان اینکه «در جامعه ما سن ازدواج بسیار بالا رفته است» اظهار کرد: پارامترهایی که باعث میشود امر ازدواج به تاخیر بیفتد بسیار است از جمله آنها مباحث روانشناختی، جامعه شناختی، دین شناختی و بحثهای سیاسی و رسانه، جرائد و فضای مجازی است که باید تمام اینها برای آسان سازی امر ازدواج مورد بررسی قرار گیرد.

از این جمله بحث در مورد هستی و وجود است که هنوز ما با آن دست در گریبانیم. یکی اینکه ما دانشجویی صفر کیلومتر جدیدالتأسیس بودیم و ایشان استادی بزرگوار بودند، دوم اینکه آقای حائری مرحوم، قیافه بسیار محتشمی داشتند تا جائی که برخی که با شخصیت ایشان آشنایی نداشتند، من جمله خود بنده متاسفانه حمل بر مغروریت میکردیم. دید افراد به دنیای مادی و معنوی اطراف ریشه بسیاری از برخوردهای فرد است که می توان گفت دید فلسفی فرد در مسیر درمان وی بسیار تاثیر گذار است. یدالله موقن، مترجم متون فلسفی نیز در این همایش به چالش ماهیت وجودی فلسفه و کاربرد آن در زندگی امروزی در عالمی که علوم آن پیشرفت کرده اند پرداخت و گفت:باید در انتخاب متون فلسفی بسیار دقت کرد.

دلایل کامو در افسانة سیزیف در بررسی خودکشی نیز بسیار آشفته است. حتی اگر فلسفه ای از بیرون مرزها وارد جهان اسلام نمیشد، خود این جریانهای متنوع فکری و تعاملهای آنان با یکدیگر، تفکر عقلانی و فلسفی را چه درون آن رشتهها و چه در بیرون و به صورت مستقل، ایجاب میکرد؛ اما فلسفه به معنای مصطلح آن، در جهان اسلام بی شک ریشه یونانی دارد؛ هرچند از فرهنگ اسلامی بسیار تأثیر پذیرفتهاست. کامو میپذیرد که زندگی ارزش زیستن دارد، حتی زمانی که بدیهای زندگی فراوانند و خوبیهای آن کمتر از آن است که بر بدیهای آن فزونی یابد.

سیزیف کامو محکوم است، اما شور و شوق زندگی را از دست نمیدهد و حتی «خوشبختی پوچ» را سرنوشت خویش میداند (همان). سیزیف یا مورسو شاهد و قربانی تکرار کسل کننده زندگی ماشینی و یکنواختند، که هر لـحظه در گرداب ناآرامی و عدم شور و شوق غرقه میشوند. به نظر وی ما زندگی را دوست داریم و شوق زیستن در وجود ما خانه دارد. کامو در طول حیاتش تصمیم گرفته بود که تا هست، زندگی را نه بر پایة امیدهای واهی، بل برای خود زندگی دوست بدارد.

او با صراحت اعلام میکند که هر چه هست، در همین دنیاست و عاقبت کار آدمی دخمهای بیروزن خواهد بود. شاید به طور خلاصه و در یک کلام بتوان سیزیف را نماد شورش و پوچزدایی و ستیز آدمی برای خوشبختی دانست. بنابراین پرسش از معنای زندگی در نگاه نیچه منحصر به پرسش درباره زندگی دلخواه از چشم­انداز فرد است. بنابراین فیلسوف فردی است که با استفاده از عقل تجریدی بدون اینکه از حس و تجربه استفاده کند به واقعیتها و شناختها دست پیدا میکند.

بنابراین آیه هدف از آفرینش وجود انسان های نیکوکار بوده است خدا انسان ها را آفریده است تا مشخص شود که چه کسی خوب است و چه کسی بد و هر انسانی که از عمل نیکوتری برخوردار باشد خود را به هدف آفرینش نزدیکتر ساخته است. او باید حقیقت خاکی و محدود به خاک خود را بپذیرد و به اعتقادات باطل دل خوش ندارد (همان 28). از نظر کامو باید شادی را برای شادی جستجو کرد و فراسوی آن به دنبال چیز دیگری نباشیم. اما همین بیهودگی که آدمی آن را آگاهانه میپذیرد، و با همة شور خود به همین زندگی دل میبندد، مایة عظمت اوست.

به­نظر می­رسد نیچه بر این باوراست که اگر انسانها با اعتقاد به دین، اراده­شان را از دست بدهند و صرفاً به تقدیر مشخص و معین دل ببندند و این امر مانع تلاش و کوشش بیشتر آنها شود، همان بهتر که دین و آرمانهای زاهدانه از صحنه زندگی بشریت حذف شود. بلکه عصیان او جنبة وجودی، متافیزیکی، و فرا تاریخی دارد که بر دگرگونی فرد و نه جمع استوار است. عضو هیأت علمی گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد، اضافه کرد: هستیشناسی فلسفی غیر از هستیشناسی فیزیکی است و یا به تعبیر امروزی هستیشناسی متافیزیکی که همان هستیشناسی فلسفی است با هستیشناسی که یک زیستشناس و یا فیزیکدان دارد، متفاوت است.

» که در دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، اظهار کرد: اگر بخواهم در مورد چیستی فلسفه مطالبی را به صورت ساده مطرح کنم موضوع آن هستیشناسی است. در پایان این جلسه میزگردی با عنوان “چرا جامعه ما اقبالی به فلسفه نشان نمی دهد” برگزار گردید که اساتید و حاضرین به بحث در مورد مباحث مطرح شده در این همایش پرداختند. وی عنوان کرد: اگر فلسفه را اینگونه به زبان ساده معنا کنیم آن وقت معنی فیلسوف هم به دست میآید؛ فیلسوف آن عالم و اندیشمندی است که از چنین مسائلی با ابزار عقل بحث میکند در نتیجه فیلسوف در فلسفه از ابزار عقل برهانی استفاده میکند.

نیاز است چنین مراسم هایی برگزار گردد تا فلاسفه بتوانند حرف خود را بزنند. سعید بینا مطلق از دیگر مدرسان دانشگاه اصفهان نیز به معرفی فلسفه یونان پرداخت و گفت: فلسفه یونان به مسائلی می پردازد که امروز نیز نیاز ما است. با او به مناسبت تجدید چاپ «متافیزیک چیست؟ پس از هیوم، امانوئل كانت (1724 تا 1804) شهیرترین فیلسوف معرفت شناسی با نقد خرد ناب و عقل نظری، عقل نظری را از گردونه فلسفه خارج كرد و تنها به اخلاق و عقل علمی اهمیت داد.

پیش از آنکه در مورد تصدیق بدیهی و تصدیق نظری توضیح دهم، ذکر یک نکته لازم است و آن این است که هر تصدیقی سه جزء دارد: موضوع، محمول، رابطه. به باورم این «کرونا» بیش از و پیش از آنکه یک ویروس خطرناک باشد که اوضاع جهان را چنین در هم پیچیده است یک «بحران» فلسفی بود که ما را گرفتار کرد؛ بحرانی ترسناک که برای چگونگی رویارویی ما با این میهمان ناخواسته و ناخوانده، در مرحله نخست یک پاسخ استدلالی و یا یک راهحل فلسفی (منطق ارسطویی) میطلبید آنهم در دنیایی که فلسفه به شدت به سوی «علم» کمانه کرده است و بر مدار و جاذبه آن میچرخد.

دیدگاهتان را بنویسید