سیاست خارجی چین و جایگاه افغانستان در آن – روزنامه افغانستان

1ـ در ابتدا باید پرسید آیا جمعیت بیشتر مستلزم فقر است؟ این سیاستها خوشایند نیست، اما من آن را نه از جنبه استعماری و راضی بودن چین به تحت فشار قرار داشتن ایران، بلکه از این زاویه میبینم که چین با توجه به تجارت ۷۰۰ میلیارد دلاری با آمریکا، مجبور است ملاحظات سیاسی این کشور را نیز در نظر داشته باشد تا اهداف سیاست خارجیاش یا رویای چینی که یک کشور کاملاً توسعهیافته و بدون فقیر است، محقق شود و بر اساس سنت کنفوسیوسی، سیاست تعامل و تعادل را در روابط خارجی در پیش گرفته است. فعلاً نشانهای در خصوص استعماری بودن سیاست چین وجود ندارد، ولی برخی از سیاستهای چین مثل همراهی با تحریمهای آمریکا که میگویند ناخواسته و از سر ناچاری است، باعث شده تا خرید نفت ایران را به شدت محدود کنند، با بانکهای ایرانی رابطه برقرار نکنند و پولهای ایران بلوکه شود. دولت های آفریقایی در صورتی که مرهون سرمایه گذاری چینی ها نباشند، می توانند بر سر شرایط تجاری مطلوب تر مذاکره کنند. این شرکتها توانستند مبالغی را برای توسعه زیرساختهای لازم برای بسط و گسترش شهرها و آماده ساختن آنها برای استفادههای صنعتی و مسکونی وام بگیرند.در آغاز دهه دوم این قرن، مکانیسم تأمین سرمایه بر پایه زمین دیگر آن توانایی سابق خود را از دست داده بود و معایب آن شروع به فزونی گرفتن بر مزیتهای آن کرد.

سخنگوی وزارت بهداشت نیز بر اساس آمارهای علم پزشکی معتقد بود که آمار نمیتواند در این حد باشد. عضو هیئت علمی گروه روابط بینالملل دانشگاه اصفهان در خصوص دلایل موج ضد چینی روزهای اخیر به دنبال پیامهای ردوبدل شده میان سخنگوی وزارت بهداشت و سفیر چین، اظهار کرد: دلیل اول به سابقه فرهنگ سیاسی ایرانیان و توطئهانگاری برمیگردد، ما به دلیل تجربه ناخوشایندی که از دخالت بیگانگان در امور داخلی در قرن ۱۹ و نیمه اول قرن ۲۰ داشتهایم، نسبت به خارجیها بدبین هستیم. مطمئن نیستم که ما در دوران پسا استعماری و پسا دوقطبی هستیم و شرق گرایی هم بر بنیان عقلانی غالب و قابل اتکایی از لحاظ سیاسی و فلسفی و حتی استراتژیک قرار گرفته است. بله تا حدودی، اما همانطور گفتم مفهوم «نگاه به شرق» یک فلسفه واحد و سیاسی انباشت شده و غالب نیست و از منظرهای متفاوت از سوی کشورها نگریسته می شود. یکی از دلایل عدم فروپاشی و عدم تحقق نتایج سیاست فشار حداکثری، حمایت کشورهایی مثل چین از ایران است و اتفاق روزهای اخیر، فرصتی بوده تا غرب و عوامل آن زهر خود را بریزند. در حالی که مرکز تحقیق توسعه و کمیسیون نظامهای اصلاح هر دو سازمانهای دولتی بودند، تشکیل شده بودند تا گزینههای مورد نظر برای ایجاد اصلاحات در نظام و سیاست اقتصادی را در اختیار رهبری چین قرار دهند.

به هر حال، عقل سلیم در اینجا میگوید که باید در روابط خارجی تعادلی ایجاد کند، به همین دلیل ما باید محذورات چین در عرصه بینالمللی را به لحاظ جهانی شدن اقتصاد، وابستگی متقابل و بازارهایی که این کشور برای خود ایجاد کرده است، در نظر داشته باشیم. وی ادامه داد: اگرچه برخی از سیاستهای چین ناخوشایند است، ولی باید ببینیم که آیا ایران گزینه بهتری دارد؟ نه در پاسخ سفیر چین به سخنگوی وزارت بهداشت اهانتی شده و نه سخنگوی وزارت بهداشت اهانتی کرده است، چون ایشان در توئیتهای بعدی خود اعلام کردند که دشمنان خوشحال نباشند، رابطه ما محکمتر از این حرف و حدیثهاست. در ایتالیا، تعداد مبتلایان به ۱۰۰ هزار نفر میرسد و تعداد متوفیان نزدیک به ۲۰ هزار نفر است؛ یعنی میان تعداد جمعیت، تعداد مبتلایان و تعداد متوفیان رابطه منطقی وجود ندارد و نظر سخنگوی وزارت بهداشت این بود که در این میان باید رابطهای منطقی وجود داشته باشد، ولی در عمل وجود ندارد.

برای همین اروپایی ها از ترامپ متنفر بودند چون با تک-محوری آمریکایی و کنارگذاشتن اروپا در صحنه معادلات جهانی و منطقه ای به نوعی معادله غرب را در ساختار جهانی تضعیف می کرد و این به نفع قدرت های شرقی یا نیروی های مقابل معادله غرب بود. بنظرم اکنون معادله دوقطبی به شکل معادله غرب و مخالفان انحصارگرایی غرب در دنیا در حال ایجاد نوعی دگردیسی در ساختار نظام بین الملل است. بنابراین با این سخن که تهاجم روسیه ساختار دوقطبی در حال تثبیت را دگرگون می کند چندان موافقتی ندارم. نمونه اش همین تبلیغ بر جهانی شدن مدل غربی است که با قوانین سختگیرانه محدودیت های جدی برای رشد اقتصادی سایر کشورها ایجاد می کند و به نوعی تبعیض اقتصادی و سیاسی آشکار در آن وجود دارد و اساسا به برابری کشورها در صحنه ساختار بین الملل اعتقادی ندارد. در این گزارش توصیه شده است که برنامهریزی برای سوسیالیسم باید اقتصاد آزاد را در بر بگیرد نه اینکه مانع رشد آن بشود.

دیدگاهتان را بنویسید