زیبایی شناسی در فلسفه اسلامی

در دوران معاصر اما شرقشناسان براي اشاره به ميراث گرانبهاي فلسفي در عالم اسلام از اصطلاح «فلسفه اسلامي» بهره جستهاند؛ تعبير مناقشهبرانگيز كه از جهات مختلف مورد بحث قرار گرفته است. درست است. عبدالجواد فلاطوري از مدافعان تعبير «فلسفه اسلامي» است اما نه به معنايي كه شرقشناسان به كار ميبرند. كتاب در دفاع از مفهوم يا تعبير «فلسفه اسلامي» به معنايي خاص و ويژه و متفاوت از معناي مورد مستشرقان يا حتي مدافعان مسلمان عرب يا ايراني اين تعبير، نظريهاي بديع و بسيار بحثبرانگيز را پي ميريزد. به مناسبت بيستوچهارمين سالروز درگذشت نويسنده كه از فرهيختگان بزرگ اما كمتر شناختهشده معاصر است، كتاب حاضر را مرور خواهيم كرد، با تاكيد بر اين نكته كه به اعتقاد نگارنده، فلاطوري در اين كتاب نظريهاي بسيار مهم و بنيانافكن(به هر دو معناي اين تعبير) را بنا نهاده كه ضروري است توسط محققان و پژوهشگران تاريخ و فلسفه اسلامي و فلسفه مقايسهاي يا تطبيقي به طور جدي مورد بحث قرار گيرد.

در ادامه نخست به موضوع مناقشهبرانگيز «فلسفه اسلامي» و چالشهايي كه در اين زمينه مطرح است، اشاره خواهد شد سپس به اجمال به چگونگي ورود آثار فلسفي به جهان اسلام اشاره خواهيم كرد و در ادامه نگاهي خواهيم انداخت به آنچه فلاطوري در رساله استادياش كوشيده تبيين كند. پس رسالت ما معلوم شد. اینها برخی از مصادیق روزآمد کردن فلسفهٔ اسلامی است که امید است اهالی فلسفه ما بتوانند در این راه گامهایی بردارند. اینها امور متغیر و گاه بی سابقهاند. نظیر چنین استدلالی را نزد فارابی، ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا میبینیم که بی تردید متأثر از همین فرمایش امیرالمؤمنین(ع) است.

فلسفهٔ درخور انقلاب اسلامی چنین فلسفهای است. انقلاب اسلامی مدعی نوع بدیعی از زیست اجتماعی است که بر فلسفهٔ و عقلانیت خاصی استوار است. از مهمترين آثار او غير از اين كتاب، ميتوان به تعليقه بر شرح منظومه حكمت سبزواري مهدي مدرسآشتياني و ترجمه جلد اول كتاب بسيار مهم و خواندني «تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامي» نوشته برتولد اشپولر (1990-1911 م.) مستشرق شهير آلماني اشاره كرد. كتاب حاضر، يكي از اولين و در عين حال موثرترين آثار پژوهشي در شناخت ماهيت و چيستي فلسفه اسلامي است كه با وجود اهميت و بداعت موضوعش متاسفانه بسيار كم مورد توجه قرار گرفته است.

وجود بماهو وجود هرگز تغییر نمیکند و احکام آن نیز متحول نمیشود. این مکتب فلسفی را باید درست بشناسیم و تفسیر کنیم و از ظرفیتهای آن بهره بگیریم. با عرضهٔ مسائل امروز به فلسفهٔ اسلامی از جمله مکتب صدرایی میتوان این فلسفه را بهتر شناخت و از تواناییها و محدودیتهای آن واقف شد. اما هیچ مکتب فلسفی مقدس و لزوماً ابدی نیست و نباید در آن توقف کرد و پنداشت که حل همهٔ معضلات فکری بشر از درون آن بیرون میآید.

تنها با ورود به این نوع مباحث است که فلسفه میتواند عقلانیت را در متن زندگی بشر و در همهٔ ابعاد و ساحتهای آن جاری کند و در تمدن سازی سهیم باشد. اروکسیماخوس گفت اثر اروس هم در روح و هم در تن همۀ هستندهها نمایان است و این چیزی است که دانش پزشکی به او آموخته است! او دانش آموخته رشته فیزیک دانشگاه تهران است که سالها بعد برای ادامه تحصیل به آلمان میرود و در رشته فیزیک نظری و فلسفه در دانشگاه فنی برلین مشغول به تحصیل میشود او پس از بازگشت به ایران از سال ۱۳۶۳ تا امروز پژوهشهای مختلفی را در زمینههای فیزیک و فلسفه، تاریخ فلسفه، شخصیت و افکار علامه محمد تقی جعفری، اسلامشناسی در آلمان و علم و دین انجام داده است که حاصل آن بیش از یکصد مقاله علمی و چندین عنوان کتاب در زمینههای فوق است.

او سالها در دانشگاههاي كلن و هامبورگ به آموزش زبان و ادبيات فارسي مشغول بود. او مدعی است دربارة چیزهایی صحبت میکند که با آنها زندگی کرده است؛ با نیهیلیست، تناقض، خشونت و با سرگیجة تخریب. این انقلاب و نظام برخاسته از آن با چالشهای فکری و فلسفی گوناگونی در عرصههای مختلف حیات اجتماعی مواجه است که تنها با عرضهٔ عقلانیت فلسفی فراگیر و پویا میتوان بر آنها فائق آمد.

تفکر فلسفی پویا است. اگر حجاب جزء اعمال تعبدی باشد باید این مسئله که آیا هر عملی که قصد قربت در آن شرط است فردی است، و یا اینکه ملازمهای بین این دو نیست، حل شود. اگر بگوییم وجود اصیل است، واحد است، و به واجب و ممکن تقسیم میشود، این احکام از ازل تا ابد ثابت و صادقند و هر اتفاقی در عالم رخ دهد و عالم به هر سمتی برود، هیچ تغییری در این احکام پیش نمیآید. «ولله اسماء الحسنی» همه اسما و کمالات از آن خدا است، «فادعوه بها» خدا را به این اسما بخوانید، معرفت پیدا کنید، «و ذروا الذین یلحدون فی اسمائه».رها کنید آن کسانی راکه منکر اسماء هستند.

هیچ فیلسوفی و هیچ دورهای نمیتواند پایان دورهٔ معرفت باشد. معلم حکمت بهرهای از حکمت دارد وگرنه نمیتواند تعلیم کند. باورمندان به اين ديدگاه، خود دو دسته ميشوند، يك گروه كه معتقدند آنچه دستاورد يا ميراث حكمي يا فلسفي در دوره اسلامي تلقي ميشود، در اصل و بنياد فلسفه به معناي كوشش عقلاني و خردورزانه و بدون مفروض براي حل مسائل متافيزيكي و معرفتي نيست و از آنجا كه بر پايه مفروضات ديني بنا نهاده شده و غايات و اهداف مشخصي هم دارد بايد آن را الهيات (تئولوژي) يا كلام خواند. من بر جبّائی و فرزندش ابوهاشم اعتراض و عقاید یهود و نصارا و محبوس را نیز نقد کردهام.

اولیای کنیسه های یهود سعی کردند ابتدا با تطمیع و نهایتاً با تهدید او را از عقاید خود باز دارند، اما هیچ کدام از این ها در او موثر واقع نیفتاد. در نگاه نیچه انسان با تمام خواسته­ها، آرزوها و پیش­داوری­هایش جزو نگرشی است که به عالم هستی دارد و حقیقت پیش روی او ساخته می­شود. اسلام تعریفی متفاوت از ازدواج دارد . کتاب او منطق المشرقین عمدتاً به تفاوتهای منطقی بین او و ارسطو میپردازد، اما همچنین شامل اشاره به دیگر آثار اوست که در آن ادعا میکند در جهتی کاملا متفاوت از متفکران مشاء ره پیموده است.

افزون بر حضور آشکار فلسفه، اندیشههای فلسفی بسیاری را میتوان در کلام، عرفان، تفسیر، اخلاق، نحو، تاریخ و دیگر علوم یافت. نظريهاي كه چنانكه در ابتداي سخن اشاره شد، اگر جدي گرفته شود، فراتر از فلسفه، پيامدهاي بسيار مهم و دامنهداري در شيوه نگاه به فرهنگ و تمدن اسلامي، در ابعاد سياسي و اجتماعي و فرهنگي و حتي اقتصادي در بر خواهد داشت. مطالعه کنند ولی میتوان پرسید: آیا تمام دانشها بر روی هم نمیتوانند اندیشه عمومی درباره جهان را در اختیار ما بگذارند تا دیگر نیازی به فلسفه نباشد؟ یکی دیگر از وظایف ما در باب فلسفهٔ اسلامی معرفی آن به دنیای امروز با زبان امروز است.

فلسفهٔ اسلامی با تعامل و گفتگو با فلسفههای دیگر رشد پیدا میکند. ابن رشد به همان میزانی که فلسفه را حق می داند دین را نیز حق برمی شمارد. تقریباً بیشتر شارحان و مفسران مولانا معتقدند که نینامه مولانا یعنی ۱۸ سطر نخستین مثنوی معنوی کل پیام مولانا است. پیش از سفر به ایران، تقریباً برای کُربَن مشخص شده بود که مرگ، پایان جهان نیست. ملاصدرا بر سر سفرهٔ حکیمان و متفکران و عارفانی همچون فارابی و ابن سینا و سهروردی و غزالی و ابن عربی و مولوی نشسته است و جدا از آنها نیست.

همچنین مکتبهای فلسفی جدیدی و فیلسوفانی با اندیشههایی نو ظهور میکنند که فلسفهٔ اسلامی باید موضعش را دربارهٔ آنها روشن کند. اینک در مورد ازدواج والدین خود و تشابه یا تفاوت آنها با ازدواج خود بحث کنید . ، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند؛ و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخال که برپا دارند به گوش رسد). امروزیها اصلا حکیم نیستند، این است که منکر خدا و اینوری هستند و این چیزها را قبول ندارند، برای اینکه آن اصل را قبول ندارند.

فیلسوفانی که به انقلاب اسلامی تعلق خاطر دارند تنها هنگامی میتوانند دین خود را به انقلاب ادا کنند که عقلانیت فلسفی متناسب با انقلاب را در عرصههای گوناگون مورد نیاز آن تولید کنند و بسط دهند. فیلسوف عصر انقلاب باید وارد فلسفههای اجتماعی و مرتبط با زندگی شود و در زمینههای گوناکون سیاست و حکمرانی، تعلیم و تربیت، حقوق و قانون، و اقتصاد و روابط بین الملل نظریه پردازی فلسفی کند. استفاده از تجربهٔ فلسفی دنیا، درگیر شدن با چالشهای فلسفی معاصر، تعامل و گفتگو با فلسفههای دیگر، و گسترش قلمرو فلسفه با طرح فلسفههای مضاف با استفاده از چارچوب هستی شناختی و معرفت شناختی صدرایی گامهایی است که برای ورود فلسفهٔ صدرایی به مرحلهای نو ضروری است.

به نظر ميرسد تعبير «فلسفه اسلامي» اصطلاحي متاخر و برساخته مستشرقان است و خود مسلمانان از اصطلاحاتي چون «فلسفه» (معرب واژه يوناني فيلوسوفس) و «حكمت» يا «حكمت الهي» استفاده ميكردند؛ نزد ايشان فلسفه يا حكمت به عنوان معرفت به مبادي امور و كوشش در جهت احوال «موجود بما هو موجود» است و اسلامي و غيراسلامي هم ندارد. عبدالجواد فلاطوري (1375-1304 خورشيدي) زاده اصفهان و دانشآموخته علوم ديني در حوزه علميه مشهد و شاگرد حكماي فقيه شيعه نام آشنايي چون علامه محمدتقي آملي و ميرزامهدي آشتياني، پس از تدريس و تحصيل فلسفه و الهيات اسلامي در دانشگاه تهران، تحصيلاتش را در آلمان در دانشكده فلسفه ادامه داد و در سال 1962 با نگارش پاياننامهاي درباره فلسفه اخلاق كانت موفق به اخذ دكترا از دانشگاه هامبورگ شد.

اين رساله در سال 1394 خورشيدي با ترجمه محمدباقر تلغريزاده و ويراستاري بهمن پازوكي توسط موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران با همكاري موسسه انتشارات اميركبير منتشر شد. 22. فیض کاشانی، ملم محسن، کلمات مکنونه، انتشارات بیتا بی جان، تهران. اما اینجا توجه ما به رمان یا وجه دیگری از رویکرد فلسفی او ست که سابقه ای بس دراز تر از سینما دارد و سینما – هر آینه از گونه داستانگویش – چه بسا بی آن بر پا نمیماند تا امروز. انسان موجود محدودی است و دامنهٔ حقیقت بسیار گسترده و در واقع بی نهایت است. مثلاً فلسفه موجود خود را متکفل تعریف و تحلیل عام از اشیاء و پدیده ها می داند.

دیدگاهتان را بنویسید