زن در شعر سهراب سپهری

ولی کمی فکر کردم ،دیدم به جز این شعر اشعار دیگری هم از رهی هست مهم نیست حالا اینجا اینطور بنا به دلایلی شخصی ،این شعر را سروده است و این دلیل نیست اشعار رهی را بد بدانم ! این بیت زنستیزانه و سخت سخیف به نام فردوسی در امثال و حكم دهخدا (تهران، ۱۳۱۰ ش، ج ۲، برگ ۹۱۹، س ۲۵) ضبط شده، ولی نگارنده آن را در هیچ یك ازچاپ های شاهنامه نیافته است. اما در شاهد یكم از بیت های اصلی، احتمالن راوی، خود فردوسی است كه نگاهی زنستیزانه دارد و تا آن جا كه نگارنده جست و جو كرده شاهدی از این دست را در جایی دیگر کم تر دیده است.

درست است كه به لحاظ كمّی حجم بسیار کم تری از شاهنامه به زنان ـ در مقایسه با مردان ـ اختصاص یافته، ولی نقش برجسته ی آنان را در بسیاری از داستان های شاهنامه به هیچ روی نمیتوان نادیده انگاشت. از سوی دیگر بسیاری از مردان را دیدهام كه این بیت های زنستیزانه، از جمله بیت گفته شده را از حفظ دارند و چونان سندی موثق از زبان شاعری محبوب و عالی مقام به مخاطب خود عرضه میكنند و از مناظرهای خودساخته سربلند بیرون میآیند!

ولی مردان پست ولعین ، چون دارای خوی زشت هستند . شاید زمان آن کمی به طول بیانجامد ولی یقین داشته باشید که خدا هرگز برای بنده اش کم کاری نخواهد کرد. مقاله «نگاهی به شعر انقلاب اسلامی» به بررسی کمی و کیفی شعر معاصر ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می پردازد. دروغ نگویم کمی به من لطمه خورد ؛ابتدا درحین خواندن خشمگین بودم و هجوم افکار منفی به من لطمه میزد ، حتی به این فکر افتادم که رهی اشعارش بسیار زمخت است ! این رستم است كه برای مهتر، مرگ را به تر از فرمان زن میداند و این اسفندیاراست كه میگوید راز با زن نباید گفت و یا موبد ساسای است كه میگوید: «ز بوی زنان موی گردد سپید» (این مورد احتمالن به رویدادی تاریخی اشاره دارد.

و مؤمن یزدی ( ت 948 ، ف 1018 ) را می توان شاعر سده های 10 و 11 قمری دانست که ویژگی های شعر هر دو قرن را در اشعار خود دارد. وانگهی ـ چنان كه پیش تر گفتیم ـ هنگامی كه به این دو بیت در متن ماجراهای داستان، یعنی نابكاری های متعدد سوداوه نگاه شود، شاید نتوان این حكم را صددرصد هم تعمیمپذیر دانست. شعر در مورد پدر با مضامین مختلف سروده شده است و شما می توانید یکی از این شعرهای زیبا را در مناسبت های مختلف مانند تولد پدر، روز پدر و …

را به متن برده و ضبط های ل و بقیه ی دست نویس ها را به حاشیه راندهاند. حال آن كه بیت های کفته شده در این بخش نه از تأیید كافی دست نویس ها برخوردارند و نه غالب آن ها به لحاظ شعری استوار و گاه با شعر پرمایه و سُخته فردوسی فرسنگ ها فاصله دارند. به نظر می رسد که این مجموعه، دستمایه ای بوده است برای تجربه های دیگری در حوزه های زبانی و محتوایی، ولی افسوس که اجل این فرصت را به شاعر نام آور معاصر نداد تا به بار نشستن این تجربه را نیز به تکاپو بنشیند.

چنین مینماید که تصحیح کنندگان شوروی بدین سبب كه دو واژه ی جهان و بین در دو دست نویس مبنای تصحیح ایشان (لن و لن ۲) به صورت جهانبین كتابت شده، نتوانستهاند صورت درست این مصرع را تشخیص دهند. شعار. جهان را. شدی روز. او برای مقابله با جهان زبان مردمحور فارسی، ناگزیر از تن دادن به مین جهان میشود و حسیت، اندیشه و جهان زبان مردمحور فارسی، چنبره آن به خدمت میگیرد. او سرچشمه محبت و عطوفت است و می تواند مادر، همسر و خواهر باشد. نگارنده به زنانی برخورده است كه در عین شیفتگی به فردوسی، این گونه بیت ها را معضلی حل ناشدنی میانگاشتند و زنان فرهیخته دیگری كه به سبب رواج این بیت ها به نام فردوسی، حتا به سراغ شاهنامه نرفته و آن را نخواندهاند.

چنان چه نگاه های زنستیزانه در این گونه بیت ها را از دیده فردوسی ببینیم، تناقضهایی از این دست را چه گونه میتوان توجیه كرد؟ به نظر نگارنده ابهام هایی كه تاكنون درباره ی دیدگاه های فردوسی در مورد مسایل گوناگون از جمله مساله ی زن پدید آمده غالبن از سه جا سرچشمه گرفته است: نخست نشناختن منبع شاهنامه؛ دوم، تمیز ندادن بیت های الحاقی از اصلی و سوم جدا كردن بیت هایی از شاهنامه و بررسی آن ها، بیآن كه به متن و بافت داستان هایی توجه شود كه آن بیت ها را در بردارد. در این جا خواننده شاید بپرسد كه ملاك الحاقی دانستن این بیت ها چیست؟

خواننده با نگاهی گذرا به آن چه پیش تر آمد، این نكته را نیك درمییابد. خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در فارس، گفت: انقلاب اسلامی، انقلابی در حوزه ادبیات، شعر و دیگر شاخههای هنری بود و آن پیام هنرمندانه حضرت امام خمینی(ره) فرمودند: «خون پاک صدها هنرمند فرزانه در جبهههاى عشق و شهادت و شرف و عزت، سرمایه زوالناپذیر آنگونه هنرى است که باید، به تناسب عظمت و زیبایى انقلاب اسلامى، همیشه مشام جان زیباپسندِ طالبانِ جمال حق را معطر کند.» در ادامه ایشان میفرمایند: «تنها هنرى مورد قبول قرآن است که راه ستیز با جهانخواران و در راس آن آمریکای جنایتکار را به ما میآموزد».

همان که امام خمینی رحمه الله علیه به خاطر داشتن اندیشه های عرفانی ودانایی فراون بر قرآن وبا رشادت بسیار در زمانهای مختلف قبل وبعد از انقلاب فریاد زد : « از دامن زن مرد به معراج می رود » . در داستان های هیجان آور و دلانگیز عشقی ـ حماسی شاهنامه مانند زال و رودابه، بیژن و منیژه، كیكاوس و سودابه، كتایون و گشتاسب، بهرامگور و آزاده، زنان نقش های برجستهای بازی میكنند. ۳- كیكاوس به سفارش سوداوه از سیاوش میخواهد كه به شبستان او در میان زنان رود.

در این جا شایسته است نكتهای را درباره ی تصحیح متن خاطر نشان سازم و آن این كه، هنگامی ضبط اقدم دست نویس ها همراه با برخی دست نویس های دیگر تصحیف شده باشد یا غریب نماید، گزینش ضبط یگانه و كاملن مفهوم و سرراست یك دست نویس، ممكن است سخت گمراهكننده باشد؛ چنان كه در این بیت گزینش ضبط یگانه ی قاهره (۷۹٦) از سوی تصحیح کنندگان شوروی كه در میان ۱۵ دست نویس مبنای تصحیح خالقی به علاوه دو دست نویس دیگر (۵) سخت تنهاست، خطای محض است.

اینگونه بیت ها را به دوسته الحاقی و اصلی تقسیم كردهایم. در بیش تر پژوهش هایی كه تاكنون درباره ی مقام زن در شاهنامه منتشر شده، بیت های اصلی و الحاقی از چاپ های گوناگون شاهنامه كه گاه كماعتبار یا بیاعتبارند، در كنار یكدیگر بررسی شدهاند (۷) و نیز به این مساله بسیار مهم کم تر توجه شده كه فردوسی كاخ بلند نظم خود را بر اساس یك متن كه همانا شاهنامه منثور ابومنصوری است پیافكنده است. از این رو در این جا این نكته ی مهم را باید خاطرنشان سازم كه در شاهنامه به هیچ روی چنین نیست كه نگرش منفی فردوسی نسبت به زن از زبان قهرمانان داستان ها بیان شده باشد، بلكه برعكس این نگرش های منفی قهرمانان داستان هاست بر زبان فردوسی.

دیدگاهتان را بنویسید