روشهای قرآن در نهادینهسازی اخلاق در جامعه

از آنجا که سرمایه اخلاقی هر ملت، آن را از آسیبپذیری مصون میدارد، لذا برای رهایی از این بحران، چارهای جز گام نهادن در مسیر بازیابی ارزشها و احیای اخلاق در درون فرد فرد اعضای جامعه نیست و تنها یک انقلاب درونی در سایه گسترش آگاهی فردی و جمعی میتواند جامعه را نجات دهد. أحسن خلقك للناس؛ از حضرت معاذ بن جبل روایت است كه آخرین وصیت آن حضرت هنگامی كه پا در ركاب اسب گذاشته بودم این بود كه اخلاق خود را برای مردم نیك بگردان.در پرتو این احادیث، به خوبی میتوان درك كرد كه اخلاق از دیدگاه اسلام چه ارزشی دارد ولی متاسفانه امروز عموم مسلمانان به جای خود، افراد متدین و كسانی كه به عبادت نوعی اهمیّت قایلاند، آنان نیز درباره اخلاق بسیار بیتفاوت به نظر میرسند، بعضی چنین میپندارند كه عمل كردن به تمام احكام فقط برای كسانی لازم است كه میخواهند خیلی به درجه كمال دست یابند اما برای نجات، نماز و روزه كافیاند، در صورتی كه این پندار اشتباه است زیرا همچنان كه نماز و روزه باعث نجات از عذاب الهی هستند.

موضوع سخن ما این است که آیا اخلاقیات فقط زر و زیور ایمان و اسلام هستند که اگر کسی به آنها مقیّد نباشد طوری نیست؛ آیا واقعاً این چنین است؟ آیا اسلام این را تأیید می کند؟ در نظر پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) همه افراد جامعه ، موظف به مقاومت در برابر ستمکاران هستند و نباید نقش تماشاگر داشته باشند . تمام فضاهای اخلاقی که برای یک انسان ممکن است پیش بیاید در دین اسلام بیان شده و از غنای بسیار عجیبی برخوردار است به حدی که هیچ دین و آئینی این غنا را ندارد حتی دین مسیحیت که معروف به دین محبت است در بسیاری از مسائل اخلاقی هیچ راهکار و دستورالعملی ندارد.

به تدریج سازمان گسترش این اصول را جزو اهداف خود میپذیرد. اخلاق حرفهای، از مهمترین ابزار گسترش فعالیتهای تجاری و اداری است. اخلاق از علوم اجتماعی و انسانی است و از چگونه بودن و چگونه زیستن انسان سخن میگوید و بر تعدیل غرائز و تصحیح رفتار آدمی، پا میفشرد .اخلاق اداری به چگونه کار کردن دراداره می پردازد. معنای اخلاق حرفهای با عبور از مفهوم معیشتی آن به عرصة ظهور میرسد. برای ارزشهای اجتماعی احترام قائل است؛ در فعالیتهای اجتماعی مشارکت میکند؛ به قوانین اجتماعی احترام میگذارد؛ در برخورد با فرهنگهای دیگر متعصبانه عمل نمیکند. در این صورت شرط لازم مسلمانی آن است که فضای تحقیق و گزینش عقلانی و آزاد در جامعه مسلمین گشوده باشد.

از نظر مردم چنین فردی یک مسلمان کامل است و برای خصوصیات اخلاقی آن فرد در این قسمت، حسابی باز نمی شود! در این مورد فرد پاسخگوست و مسئولیت تصمیمها و پیامدهای آن را میپذیرد؛ سرمشق دیگران است؛ حساس و اخلاقمند است؛ به درستکاری و خوشنامی در کارش اهمیت میدهد؛ برای ادای تمام مسئولیتهای خویش کوشاست و مسئولیتی را که به عهده میگیرد، با تمام توان و خلوص نیت انجام میدهد.

با این نگاه، فرد با بصیرت ایمانی به امانتنگری در جهان هستی میرسد و همه چیز از جمله خود را امانت خداوند میداند. منشأ دستورهای اخلاقی در طبیعت یا در عقل یا به امر و نهی جامعه تعلق دارد یا به اراده و قانون خداوند؟ کشوری که نتواند مهارت ها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملی به نحو موثری بهره برداری کند، قادر نیست هیچ چیز دیگری را توسعه بخشد. بهره انسان همان است که خود به دست آورده، و طبق آن بازرسی خواهد شد و بهترین پاداش را دریافت خواهد نمود. بدین منظور، شیوههای مختلفی برای آموزش اخلاق حرفهای در سازمانها به وجود آمده است که یادگیری مستقیم، رایجترین آنهاست؛ اما این شیوه نشان داده است که کارآیی لازم را ندارد.

باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم که ما از طریق روابطی که با خلق خدای تعالی داریم و نوع برخورد شایسته و نا شایست، در حقیقت با خدا معامله می کنیم و به خدا نزدیک یا دور می شویم. امروزه اخلاق حرفهای نقش راهبردی در بنگاهها دارد و متخصصان مدیریت استراتژیک، اصول اخلاقی شایسته در سازمان را از پیششرطهای مدیریت استراتژیک خوب دانستهاند.2 در اخلاق حرفهای، مسئولیتهای اخلاقی سازمان در قبال محیط داخلی و خارجی است و این متمایز از حقوق کار است؛ اما حقوق کار نیز در آن وجود دارد. براین اساس، هرعملی که انسان را به این هدف نزدیکتر سازد، از ارزش اخلاقی برخوردار است.

علم اخلاق: علمی است که صفات و افعال خوب و بد و آثار و نتایج آنها را بررسی میکند. 6- عن عائشه قالت: سمعت رسول اللهصلی الله علیه یقول: إنّ المومن لیُدركُ بحسن خُلُقه درجه قائم الیل و صائم الانهار.از عائشه روایت شده كه از رسول اكرم شنیدم كه فرمودند:انسان مومن، با اخلاق خوب خود، به مرتبه و مقام كسانیمیرسد كه شبها نماز نافله میخوانند و روزها همیشه روزه میگیرند.7-عن معاذٍ قال: كان آخر ما وصّانی به رسول اللهصلی الله علیه حین وضعت رِجلی فی الغَوْزِ أن قال: یا معاذ! اما جدای از نوع آموزش، به منظور تعیین محتوای آموزشی، سازمان باید نیازهای آموزشی را از مقایسه میان وضع موجود و وضع مطلوب (با آنچه لازمة پاسخگویی به منشور اخلاقی و اهداف سازمان است) مشخص کند.35 برای تعیین وضع موجود (میزان پایبندی کارکنان به اخلاق حرفهای سازمان) و حتی برای تعیین وضع مطلوب (دیدگاه کارکنان به عنوان افرادی آگاه به شرایط سازمانی برای ارائه مؤلفههایی کاربردی) لازم است از تحقیقات دربارة اخلاق حرفهای حمایت کرد.

به همین دلیل، توصیه میشود قواعد اخلاق حرفهای خاص هر رشته به تصویب کانونهای غیردولتی یا دولتی همان رشته برسد و سپس در شرایط مقتضی اجرا شود. اخلاق جمع «خُلق»و «خُلق»، به معناى خوی و خصلت است به معنای صفات درونی در مقابل خَلق که هیأت و شکل ظاهرى و جسمى آدمى است که با چشم دیده مى شود. پژوهش خبری صدا وسیما: اخلاق فردى ارزشهاى اخلاقى مربوط به حیات فردى انسانهاست که آدمى را فارغ از رابطه با غیر در نظر میگیرد؛ مانند فضیلتهاى صبر، حکمت، توکل، اخلاص و عزّت نفس، و رذیلتهاى پُرخورى، شتابزدگى و سَبُکمغزى. اخلاق حرفهای را نباید همان هنجارهای رایج در حرفه دانست.

امروزه با توجه به همین مورد، در مفهوم جدید از اخلاق حرفهای، به مسئولیتهای اخلاقی بنگاه وسازمان اشاره میشود که جامعتر از تعریف سنتی است. دربارة مورد اخیر باید گفت در اخلاق حرفهای اسلامی، ملاک نهایی اخلاق همانا خواست خداوند ـ خیر مطلق ـ است. هر که ارزش این گونه تعالیم را درک کند، و انجام دهد، برای خود و ساختن خود بوده است، و هر که نادیده بگیرد، بداند که خداوند از هر که و هر چهبینیاز و سرافراز است. بنابراین، دینی ما را به سوی خداوند راه می نماید که حقوق و کرامت انسانها را محترم می دارد.

كشمكش این نیروها در همه انسانها وجود دارد و پیروزی نسبی یكی از این عوامل موجب میشود كه افراد از نظر ارزشهای انسانی در سطوح كاملاً مختلفی باشند، گاهی از مقربترین فرشتگان بالاتر و زمانی از خطرناكترین درندگان پست میشود.ولی نكتهای كه در اینجا لازم است به آن توجه شود این است كه غرایز و امیال و شهوات به صورت اصلی و طبیعی و متعادل نه تنها زیانبخش نیستند، بلكه وسایل ضروری ادامه حیات خواهند بود.به عبارت دیگر، همانطور كه در ساختمان جسم انسان یك عضو بیمصرف و بیكار آفریده نشده در ساختمان روح و جان او نیز هر غریزه و انگیزهای نقش حیاتی دارد و تنها در صورت انحراف از وضع طبیعی و بر هم خوردن تعادل به صورتهای خطرناك و كشنده بیرون میآیند.مثلاً چه كسی میتواند نقش «غضب» را در حیات انسان انكار كند؟

دیدگاهتان را بنویسید