دکتر سید محسن میرباقری

در این هنگام جبرئیل بر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ نازل شد و عرض کرد: خدای متعال می فرماید، یکی از این دو نفر را که مردی خوش خلق و سخاوتمند است، عفو کن، پیامبر نیز از قتل او صرف نظر کرد، وقتی علّت عفو را به فرد مزبور اعلام کردند و دانست که به خاطر داشتن این دو صفت نیکو مورد عفو الهی واقع شده، شهادتین را گفت و اسلام آورد. در این هنگام جبرئیل بر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نازل شد و عرض کرد: خدای متعال میفرماید، یکی از این دو نفر را که مردی خوش خلق و سخاوتمند است، عفو کن، پیامبر نیز از قتل او صرف نظر کرد، وقتی علّت عفو را به فرد مزبور اعلام کردند و دانست که به خاطر داشتن این دو صفت نیکو مورد عفو الهی واقع شده، شهادتین را گفت و اسلام آورد.

این که می گوییم «راست گفتن خوب است»، آیا انتساب «خوبی» به «راست گفتن» فقط به این جهت است که «خبر با واقع مطابق باشد» یا قصد و انگیزه شخص نیز دخالت در «خوبی» دارد؟ در واقع تنوعجویی و نوگرایی ارضای یک شهوت است که انسان را از تحول باز میدارد. حسن خلق و گشادهرویی از بارزترین صفاتی است که در معاشرتهای اجتماعی باعث نفوذ محبت شده و در تاثیر سخن اثری شگفتانگیز دارد. اخلاق اسلامی به بخشی از آموزههای دین اسلام گفته میشود که از فضایل و رذایل اعمال انسان سخن میگوید.

حسن خلق آن است که برخوردت را نرم کنی و سخنت را پاکیزه سازی و برادرت را با خوشرویی دیدار نمایی.» در کتابهای اخلاق و روایات اسلامی هر جا سخن از حسن خلق است، اغلب مراد، همین معنای دوم است. در برابر مشکلات و سختیهای گوناگونی دستوپنجه نرم میکنند. مهربانی کردن و تشویق به مهرباني؛ عشق و احترام به ديگران؛ شادمان شدن از موفقیت دیگران؛ کمک و ياري به نیازمندان و مشارکت در امور اجتماعی عامالمنفعه.

مرجع اصلی نیروی ضمانت اجرای قوانین اخلاقی تنها خداوند است و بس و تنها چیزی که سزاوار است محرک انسان به سوی اخلاق عالیه و خصال پسندیده و یا مانع از تخلق او به اخلاق پست و صفات رذیله باشد، همانا محبت خداوند و علاقمند شدن انسان به تحصیل رضا و خوشنودی او و یا ترس از خشم و غضب او می باشد. رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ درباره اش فرمود: او از کسانی است که خوشخویی و سخاوتش او را به سمت بهشت کشانید. و یا اون کسی که هرکی از راه می رسه، عذر می خوام یکی میزنه تو سرش.

بدیهی است که خوشرفتاری مؤمنان با یکدیگر، یکی از ارزش های والای اخلاقی به حساب می آید. اگر خدا را از محوریت ارزشها کنار بزنیم، ناگزیر نفس انسان و تمایلات آن بر رفتارها و ارزشگذاریهای ما حاکم خواهد شد. و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم. اگر چنین اخلاقی ندارید و دیگران با شما به سردی رفتار می کنند، برای تغییر شرایط، باید حتما به اخلاق تان نگاهی بیندازید و در آن تغییراتی را به وجود بیاورید. سیستم اخلاقی که برپایه¬ی نظریات اسلامی به وجود می آید، سیستمی است دامنه دار که تمام سیستم های مختلف اخلاقی که دانشمندان اخلاق به آن ها اشاره کرده اند، تحت این نظریه اسلامی مندرج و هریک از آن ها در محل مناسبی برای خود جا باز می کند.

اتخاذ می کند، آن ها اگرچه صلاحیت دارند کمک و مؤید مرجع اصلی باشند که به آن اشاره کردیم، ولی به تنهائی صلاحیت ندارند که مرجع و مأخذ برای شناسائی نیک و بد قرار داده شوند. حتی اگر بدانید تصمیمی که گرفتهاید صحیح بوده، ممکن است دردناک باشد که شخصی شغل خود را از دست بدهد؛ با این حال، این نوع شرایط میتواند به شما کمک کند تا یاد بگیرید که به غریزهی خود اعتماد کنید، اضطرابتان را برطرف کنید و موقعیت را منطقی بسنجید، نه احساسی. اما پیش از آنکه دلایل این مدعا را بیان کنم، مایلم به این نکته اشاره کنم که ما دو نوع گرایش به لیبرالیسم و ساخت سیاسی لیبرال داریم: یک نوع آن را می توان گرایش عمل گرایانه نامید، که به نظرم در میان پاره ای از متفکران و مصلحان معاصر ما، از جمله مرحوم مهندس مهدی بازرگان، دیده می شود.

علّامه طباطبایی در یک مقایسه ی بین این اخلاق با دیگر مکتب های اخلاقی به وجه تشابه ، تمایز و تفاوت این دو نوع مکتب دنیوی و اخروی می نویسد : اخلاقی که در طول تاریخ مطرح بوده است ناظر به سعادت دنیوی است. خوش خلقی و مزاح یکی دیگر از موضوعات مرتبط با حسن خلق، بحث مزاح است. 1. ارزشهایی را که لازم است با قوانین و مقررات مرتبط هماهنگ شوند، بازنگری کنید. » محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و در میان خود مهربانند.

پس در همه حال انسان به معلمی الهی نیاز دارد؛ معلمی که در مرحله نخست انسان را به عقل و فطرت خویش متوجه سازد؛ چراکه این احتمال همواره وجود دارد که ابعادی از عقل و فطرت به فراموشی سپرده شوند و در مرحله بعد مجموعهای از مباحث اخلاقی را پی میریزد که چه بسا انسانها هرگز توجهی به آنها نداشتهاند. وقتى چیزى به صورت عادت درآمد، به تدریج اعضا و جوارح انسان را کنترل کرده، بر وجود او مسلّط میشود؛ به فرموده امیر مؤمنان علی (ع): «عادت بر هر انسانى حکومت میکند».

چنانچه جامعهای به بحران اخلاقی دچار شود، به تدریج و آرام آرام به صورت خزنده و موریانهوار پایههای نظام اجتماعی و به تبع آن، اصول اساسی ساختار سیاسی جامعه را از درون تهی و تخریب خواهد کرد. اخلاق به صفات درونی انسان گفته میشود که در درون نهادینه شده است. دیگری مسیحیت را میپسندد؛ لذا مسیحی میشود. پرسش: چرا در علم اخلاق صفات خوب و بد در کنار هم بحث میشود؟ لغتنامه دهخدا، واژه «انضباط»؛ البته با توجه به اینکه وزن «انفعال» در علم صرف به معنای پذیرش اثر فعل است، انضباط به معنای «نظمپذیری» است. ۷. ↑ ر.ک:راغب أصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، واژه «شرح»، ص ۴۴۹، بیروت، دمشق، دار القلم، الدار الشامیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.

دیلمی، احمد، اخلاق اسلامی، ص ۱۰۱، دفتر نشر معارف، قم، چاپ دوم، ۱۳۸۰ش. الشرباصی احمد، دایرۀ المعارف اخلاق قرآنی، محمد بهاء الدین حسینی،سنندج، انتشارات تازه نگاه،چاپ اول ،۱۳۷۹هـ .ش . نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۴۴-۳۴۵. ۱. ↑ نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۴۴-۳۴۵. کتابهای اخلاق ناصری، جامع السعادات، معراج السعاده، الاخلاق از کتابهای مشهور شیعه در زمینه اخلاق است. جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۴۲ ـ ۳۴۳.

متاسفانه بعضی به دلیل عدمشناخت و آگاهی لازم، حسن خلق و رفتار نیکو را با تملّق و چاپلوسی اشتباه میگیرند و به نا حقّ به مدح و ستایش صاحبان زور و زر میپردازند و در برابر آنان کرنش و کوچکی میکنند و شخصیت و ارزش والای انسانی خود را لگدکوب میسازند و با کمال وقاحت نام این رفتار ناشایست را حسن خلق و رفق و مدارا با مردم میگذارند، نشانه چنین کسانی آن است که وقتی به افراد عادی و تهیدست میرسند، گشادهرویی و نرمخویی را فراموش میکنند و حتّی چهرهای عبوس و خشن به خود میگیرند. متأسفانه بعضی به دلیل عدم شناخت و آگاهی لازم، حسن خلق و رفتار نیکو را با تملّق و چاپلوسی اشتباه می گیرند و به نا حقّ به مدح و ستایش صاحبان زور و زر می پردازند و در برابر آنان کرنش و کوچکی می کنند و شخصیت و ارزش والای انسانی خود را لگدکوب می سازند و با کمال وقاحت نام این رفتار ناشایست را حسن خلق و رفق و مدارا با مردم می گذارند، نشانه چنین کسانی آن است که وقتی به افراد عادی و تهیدست می رسند، گشاده رویی و نرمخویی را فراموش می کنند و حتّی چهره ای عبوس و خشن به خود می گیرند.

پس ضروری است که در برخوردهای اجتماعی خود، رفتار پسندیده را با چاپلوسی اشتباه نگیریم و افراد متخلّفی را که گاه درصددند با چرب زبانی و چاپلوسی، حق و باطل را بر ما مشتبه کنند، طرد کرده و خود را از نیرنگ آنان ایمن سازیم. بسیار اتفاق میافتاد که افراد با قصد دشمنی و به عنوان اهانت و اذیّت به حضور ایشان میرفتند ولی در مراجعت مشاهده میشد که نه تنها اهانت نکردهاند بلکه با کمال صمیمیت اسلام را پذیرفته و پس از آن، رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) محبوبترین فرد در نزد آنان به شمار میرفت. صدایش را نزد معلم بلند نکند .

پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ اسلام را بر آن دو عرضه کرد و چون نپذیرفتند، فرمان اعدام آنان را به جرم توطئه گری صادر کرد. ارزشی که اسلام برای انسان خوشرفتار قائل است، تنها به مؤمنان محدود نمیشود، بلکه غیر آنان نیز اگر این فضیلت را دارا باشند، از مزایای ارزشی آن بهره مند میشوند. اسلام به واسطه نظام اخلاقی خویش ،در پی پایه ریزی جامعه ای پارسا و با تقوا است که حرکات و سکنات آن برای رسیدن به اوج ارزشهای اخلاقی و مثالگرایی است. منظور از اصول، عناوین بارز اخلاقی است که هر یک در موفقیت و سعادت مدیر و مجموعه تحت فرمان او، نقش کلیدی دارند و پایبندی به آنها ضروری است؛ چنانکه بیاعتنایی به هر یک، ارزش مدیر و مجموعه را در نظر دیگران کاهش داده، به آنها لطمه وارد میکند.

زیرا برخورد منفی و توام با تندی و خشونت، زمانی مذموم و ناپسند است که پای بیاعتنایی به دین و ارزشهای والای آن در میان نباشد وگرنه رنجیدن نزدیکترین افراد به انسان نیز اگر به دلیل حفظ ارزشها و پایبندی به آن باشد، نه تنها زشت نیست، بلکه در ردیف مهمترین وظایف شرعی و از مراتب نهی از منکر است. برخی از ادیان جهان نظام اخلاقی خود را به تنظیم بخشی از روابط انسان محدود کرده اند این ویژگی تکلیف اخلاقی افراد را در عرصه های دیگر نامعلوم می گذارد.

به عبارت دیگر دین واخلاق محل تلاقی فلسفهی دین با فلسفهی اخلاق است. آن حضرت، یکی از سه نفر را کشت و دو نفر دیگر را اسیر کرد و خدمت پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آورد. اگر قدری به گذشته، باز گردیم می بینیم که در فرهنگ اسلامی، سه مکتب اخلاقی (اخلاق فلسفی، اخلاق کلامی و اخلاق عرفانی) ظهور کرده است. خب دوباره این سوال مطرح میشه که انسان خوش اخلاق کیه؟

دیدگاهتان را بنویسید