دکتر سید محسن میرباقری

یعنی در هر کاری امر دایر است بر این که یا آن کار ارزش دارد و یا ندارد. به این معنا که چیزی خوب و پسندیده است و خدا آن را امر فرموده است که ثواب اخروی به همراه داشته باشد و چیزی بد و ناپسند است که خداوند آن را نهی فرموده است و برای آن عذاب آخرت در نظر گرفته شده است. به همین جهت خدای مهربان، پیامبران و سفیران خود را انسان هایی عطوف و نرمخو قرار داد تا بهتر بتوانند در مردم اثر گذارند و آنان را به سوی خود جذب نمایند.

پس تموم تلاشت رو بکن و هر چی در چنته داری رو کن تا بهترینِ خودت رو به مردم نشون بدی. در حالی که در دین اسلام هر یک از این رفتارها مرحله ای از ارزش را دارا است. به تعبیری دیگر، امانتداری، راستگویی و مانند آن به لحاظ ویژگی های خاص خودشان و با قطع نظر از سود و زیان دنیوی مترتب بر آنها در نظام اخلاقی اسلام خوب و پسندیده اند، چون این افعال با ویژگیهایی که دارند، به گونه ای هستند که گرایشهای متعالی انسان، او را به سوی آنها فراخوانده، آنها را اموری خوب و بایستنی معرفی می کند، در اسلام، انسان اهل فضیلت کسی است که راست بگوید هرچند به زیان او تمام بشود، بخشش کند،هرچند او را در محرومیت قرار دهد، یعنی این امور با قطع نظراز سود و زیان دنیوی مترتب بر آنها ارزش اخلاقی هستندهرچند در هرحال خیر اخروی خود را به همراه می آورند.

این ویژگی از برجسته ترین جنبه های اخلاق اسلامی است زیرا هر نظام اخلاقی در صورتی پاینده و برقرار می ماند که به نیازهای اخلاقی انسان بهتر پاسخ دهد. این میل در هر دو جنس برای تسکین احساسات شهوانی و لذت بردن از یکی از نعمتهای خدادادی است. «کیفر هر بدی، کیفری همسان آن است، اگر کسی (به هنگام قدرت برای هدایت گمراهان و استحکام پیوندهای اجتماعی، از بدکار) گذشت کند و صلح و صفا به راه اندازد، پاداش چنین کسی با خداست، خداوند قطعاً ظالمان را دوست نمی دارد».

با همین«اکسیر اعظم» دلها را جذب میکرد، دشمنان را دوست میساخت، کینههارا به مهربانی مبدل میکرد، الفت میآفرید و پیوند میداد، دلها را با دلها،دستها را با دستها! «(ما کتاب های پیشین را برای ملت های گذشته فرستادیم و) سپس کتاب (قرآن) را به بندگان برگزیده خود (یعنی امت محمدی) عطاء کردیم. جامعه ای که بشریت می تواند با دیدن آن پروردگار و خالق خود را بشناسد. ارزشی که اسلام برای انسان خوشرفتار قائل است، تنها به مؤمنان محدود نمیشود، بلکه غیر آنان نیز اگر این فضیلت را دارا باشند، از مزایای ارزشی آن بهره مند میشوند.

لذا برخی از حکما و فلاسفه، علم اخلاق را عبارت از «علم زیستن» یا علم «چگونه زیستن» دانسته اند و ابو علی سینا علم اخلاق را به علمی تعریف نموده است که وظایف و تکالیف انسان را نسبت به خویشتن مورد بحث و گفت وگو قرار می دهد. از نظر دین اسلام انسانهای مؤمن با هم برادر هستند و رسولالله(ص) با حضرت علی(ع) پیمان برادری بسته بودند. در تاریخ چنین آمده است: علی (علیهالسّلام) از سوی پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مامور شد تا با سه نفر که برای کشتن ایشان هم پیمان شده بودند، پیکار کند.

آن حضرت، یکی از سه نفر را کشت و دو نفر دیگر را اسیر کرد و خدمت پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آورد. پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) اسلام را بر آن دو عرضه کرد و چون نپذیرفتند، فرمان اعدام آنان را به جرم توطئهگری صادر کرد. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ اسلام را بر آن دو عرضه کرد و چون نپذیرفتند، فرمان اعدام آنان را به جرم توطئه گری صادر کرد. یکی از مهمترین کارهایی که در این زمینه باید تمرین کرد سلام و احوالپرسى توأم با تبسم، دست دادن همراه با صمیمیت و احترام، اولین راه مؤثّر ارتباطى، به منظور تمرین خوش اخلاق بودن و جلب محبت دیگران است.

اخلاق نیکو، عبارت است از خوشرویی، خوشرفتاری، حسن معاشرت و برخورد پسندیده با دیگران. حسن خلق و گشاده رویی از بارزترین صفاتی است که در معاشرت های اجتماعی باعث نفوذ محبت شده و در تأثیر سخن اثری شگفت انگیز دارد. مثلا کسی که امانت داری ندارد، دغدغه حفظ اموال عمومی و استفاده بهینه و بهره وری از امکانات و اختیارات را ندارد. اما از آن سو گونهای اخلاق را هم در دنیای امروز، بهویژه در عالم سکولارها و دنیای غرب میبینیم که نه تنها این دست ارزشهای اخلاقی دینی را اخلاق نمیدانند، بلکه خلاف آن را ترویج کنند. دسترس به بعضی از مراحل آن برای عموم میسّر است، اما رسیدن به مراحل بالا و بالاتر برای همه انسان ها میسّر نیست و این منحنی هر چه بیشتر به طرف بالا صعود کند، از بالا روندگان آن کاسته خواهد شد.

از طرف دیگه، اخلاق انسان هم مثل خیلی چیزهای دیگه از چندین بخش تشکیل میشه. جرم و انحراف با روح شریعت، سر ناسازگاری دارد و از هر کس که سر بزند زیانبار است و خردمندان موظند از آن جلوگیری کنند و عقل و شرع می گوید؛ خندیدن به روی مجرم، کاری نابخردانه است. جرم و انحراف با روح شریعت، سر ناسازگاری دارد و از هر کس که سر بزند زیانبار است و خردمندان موظند از آن جلوگیری کنند و عقل و شرع میگوید؛ خندیدن به روی مجرم، کاری نابخردانه است. قرآن کریم، این مزیّت گرانبهای اخلاقی را عنایتی بزرگ از سوی ذات مقدس خداوند دانسته، می فرماید: «فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَو کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لانْفَضوُا مِنْ حَولِکَ» در پرتو رحمت و لطف خدا با آنان مهربان و نرمخو شده ای و اگر خشن و سنگدل بودی، از گردت پراکنده می شدند.

در واقع این خود شکوفایی و نگرش مثبت به دلیل این است که با دیگران ارتباط سالم دارند و همین باعث می شود که از نظر اخلاقی وضع بهتری نسبت به دیگران داشته باشند ،چون علاقه اجتماعی در وجود آنها رشد می کند و همین باعث میشود که آنها بخواهند موارد اخلاقی را بیشتررعایت کنند. نکتهای که پیش از پرداختن به این راهکارها لازم است گفته شود، این است که عامل زیربنایی برای خوشرفتاری، عوامل شخصیتی است که در بالا بیان شد؛ زیرا تنها چیزی که اثری عمیق بر روابط ما با دیگران میگذارد، همین عوامل است. 2) طبيعى است اگر رفتارى تكرار شود، عادت و خوي هاى خاصى را پديد مى آورد.

فرقى که در دیدگاه حکماى اسلامى و دانشمندان غرب دیده مى شود، بر خاسته از سمت و سو و گرایش هایى است که در تعریف اخلاق وجود دارد. در این صورت علاوه بر موفقیت در تحصیل و کار آیی دانشِ اندوخته ، از برکات وافر آن نیز بهره مند می گردد . ممکن است کسی ملکه سحرخیزی داشته باشد ولی با سستی و کاهلی از برکات سحر محروم ماند. از دیگر موضوع های مرتبط با حسن خلق، موضوع مزاح است.

ابتدا مبانی مرتبط با بحث مسئولیت را استخراج نموده، سپس بر اساس آنها برهانی تنظیم خواهد شد. در این هنگام جبرئیل بر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ نازل شد و عرض کرد: خدای متعال می فرماید، یکی از این دو نفر را که مردی خوش خلق و سخاوتمند است، عفو کن، پیامبر نیز از قتل او صرف نظر کرد، وقتی علّت عفو را به فرد مزبور اعلام کردند و دانست که به خاطر داشتن این دو صفت نیکو مورد عفو الهی واقع شده، شهادتین را گفت و اسلام آورد.

دیدگاهتان را بنویسید