خود علم اراده به يادگيري است

دو قرن پيش از وي روسو در كتاب “ درباره نابرابري ميان انسانها “ نوشته بود كه انسان فرشته است ولي جامعه و تمدن صنعتي او را ضايع كرده اند. سیر به سوی خدا، یعنی این که انسان، مراتب وجودی را طی کرده و با «شدن های» خویش، خود را به سوی هستی مطلق کشاند. ● برداشت فمینیستهای دینی از مسائل امروز زنان، تا اندازه زیادی با به رسمیت شناختن روحیه دنیای مدرن به عنوان ریشه عمده مسائل زنان پیوند دارد. وقتی انسان موحد به رأی العین چنین حقیقتی را در مورد دنیا به رسمیت میشناسد، آن گاه «عاشق» شده است.

● از نظر سوزان پارسنز، با به رسمیت شناختن مفهوم انتزاعی انسانیت و طبیعت مشترک ما، در یک انسان شناسی الهیاتی و با ملاحظه حضور خداوند متعال در این عالم، روابط میان فردی انسان ها باید حاوی همدلی و حتی ایثارگری بسیار بیشتری باشد. ● سوزان پارسنز، ملهم از این برداشت درخشان ابراهیمی از «عشق»، معتقد است که اگر چنین درک کاملی از عشق در عمق تجربه انسانی جاگیر شود، آن گاه زندگی دینی به قدر کافی غنی میشود. ● فمینیستهای دینی میپرسند که، چرا انسانهای دنیای مدرن، مفهوم «سود» را طوری در ذهن خود تکرار و برجسته کردهاند که همدلی بلافصل انسان ها و احساسات و خواستههای مشترک آنها را تحت الشعاع قرار داده است؟

در آن وقت است که معلوم میشود که زندگی دینی بهترین شیوه زندگی برای انسان، و بویژه زنان است. انسان موحد، از آن رو به وصف «عشق» برازنده میشود که از سر معرفت بر «هیچ» بودن خود و دقیقاً «هیچ» بودن خود، اثری از خودخواهی در او نمیماند. «ذاتی» گاه بشرطلا اخذ میشود، یعنی بهتنهایی که در این صورت همان ماده خواهد بود و به این اعتبار، جزء نوع بشمار میآید و گاه لابشرط اخذ میشود، یعنی بهصورت مبهم که میتوان آن را بر اشیای مختلف حمل کرد که در این صورت این ذاتی همان جنس خواهد بود.

سهروردی به این مطلب خیلی توجه کرده است، میگوید فرق بین دو نوع حکمت که یکی نوع حکمت بحثی باشد و دیگری حکمت ذوقی و کشف شهودی، «رمز» است. در عالمی که تنها یک وجود گوهری در آن هست و سایر موجودات جز سایههایی زایل شدنی نیستند، انسان موحد، در نادیدن خود، غرق در شیدایی به یک وجود یکتا و ایثار در راه موجودات و انسانهایی میشود که جملگی سایههایی از یک لحظه اراده زیبای اوست. چنانکه گفته شد، نگاه ارسطو به نفس بهمرور نگاهی زیستشناسانه میشود. همچنین واژه جیب در مورد انسان بهمعنای مطلق شکاف نیست تا منظور از آیه قسمتهای باطنی بدن زن باشد چنانکه شحرور میپندارد، بلکه هرگاه در مورد انسان بهکار رفته است به معنای شکاف پیراهن یا زره اوست.

چون هر فردی ایده و نظر متفاوتی نسبت به ازدواج داره. تمدنهای مختلف مراحل مشابهی دارند؛ چون ماهیت انسان در طول تاریخ ثابت مانده است. پیش از ورود آراء فلسفی یونانی، نظریه اجتهاد در نخستین سده تاریخ اسلام مطرح بود و بذرهای علم نظری اصول الفقه، که برخی از مباحث آن رنگ فلسفی دارد، در این دوره پاشیده شد. دوره ای که پس از دوره های هندسی و باستانی و پیش از دوره هلنی به وقوع پیوست و مشخصه آن اهمیت تقلید در آثار گوناگون هنری از طبیعت بود. متافیزیک اصطلاحی مربوط به فلسفه می باشد که به حدود 2000 سال پیش و ارسطو بازمی گردد.

مسأله دیگر این است که بنده در سال 1345 شمسی که از دبیرستان فارغ التحصیل شدم، به دانشکده الهیات رفتم. معاونت آموزشی و پژوهشی دانشکده مذاهب اسلامی جلسه دفاعیه کارشناسی ارشد با عنوان «فلسفه عشق مجازی در عرفان اسلامی» را برگزار میکند. در دو قرن اخير روانشناسان، شيميدانان، زيست شناسان، و جامعه شناسان نيز خود را با موضوع عشق مشغول كرده اند. گرچه ويليام جيمز، ميشل فوكو، اريش فروم، وسايرين نيز خود را با موضوع عشق مشغول كرده اند. به بیان ساده ارزش برند، ارزش محصول یا خدمت اضافه شده به برند را در مقابل محصول مشابه بدون مارک اندازه گیری می کند.

بنابراین با مطالعه دقیق فسلفه حجاب میتوان فهمید که تا چه اندازه دین اسلام به ارزش و احترام زن توجه داشته است. ● جودیت پلاسکو (Judith Plaskow)، ملهم از یک تجزیه و تحلیل دقیق در الهیات راینهولد نیبور (Reinhold Niebuhr) و پل تیلیخ (Paul Tillich)، بر روی مضمون «گناه» تمرکز کرده است. نیبور این تلقی از «گناه» را «عشق به خود» تعبیر میکند، که این «عشق به خود»، معادل مفهوم بی خدای آزادی در دنیای مدرن است.

از یک دیدگاه، که ملهم از برداشت سوزان فرانک پارسنز است، فلسفه ارتباطات انسانی، در دنیای مدرن تحریف شده، و «سود»گرایی و «سود»جویی جای آن را گرفته است (Susan Frank Parsons؛ دانشمند برجسته در زمینه فمینیسم دینی، و ویراستار مجموعه گران قدر کیمبریج در زمینه الهیات فمینیستی). شاید بتوان خواجه نصیر را در عالم اسلامی به سبب نوشتن دو کتاب برجسته تجرید و تلخیص المحصل، مهمترین اندیشمندی دانست که مرز روشنی میان فلسفه و کلام یا دو نوع الهیات ایجاد کرد. Anaximanderi: وی اصل نهایی عالم را به ماده معینی نسبت نمی­دهد به نظر وی اصل نهایی اشیا مادی است اما این ماده بی شکل، نامعین و مطلقاً بدون تشخص است.

مرحله بعد به نظرات و اندیشه هایی توجه می شود که غایتی عقلانی در حیطه جهان مادی و طبیعی را قائل باشند و بالاخره به اهداف ماوراء طبیعی و غایات معنوی که از حیطه جهان مادی، فراتر است، پرداخته می شود که این اهداف چیست و رابطه اهداف ماوراءطبیعی با طبیعت چگونه است. ● این در حالیست که مفهوم «عشق» که فراتر از «حب»، به عنوان یکی از مفاهیم مهم ادیان ابراهیمی مطرح است، مستلزم ایثار، از طریق تعهد پایدار به ایمان توحیدی به خداوند و شکستن بت خود به عنوان منشأ «سود» است.

جواب این سؤال برمیگردد به این نکته که بدانیم استدلالهای خوب و بد کدام است و تا نفهمیم که پرسش هایی که مطرح میشوند، چه معنایی دربردارند، نمیتوانیم استدلالهای خوب و بد را تمییز بدهیم، اما ابزارهای حرفه فیلسوف اخلاق عبارتند از تحلیل مفاهیم اخلاقی و تحلیل منطقی. خداناباوران میگویند که «کشتن بد است.»؛ با این حال این افراد قائل به وجود خداوند نیستند. تعریف مشهور ارسطو دربارۀ نفس چنین است: «نفس کمال اول است برای جسم طبیعی آلی که دارای حیات بالقوه است.» حال واژه­ های این تعریف را توضیح می­ دهیم: کمال اول در مقابل کمال ثانی، به نظر ارسطو کمال اول آن چیزی است که سبب تمامیت شیء می­شود و شیئیت شیء به آن وابسته است.

دیدگاهتان را بنویسید