خلاصه کاملی از جنگ ایران با عراق با تمام جزئیات

قدرت های بزرگ خارجی نباید در خلیج فارس دخالت کنند و کشتی های جنگی نیز باید منطقه را ترک کنند.» در سال های پایانی جنگ، موضع ترکیه از بی طرفی به مداخله محدود در جنگ تغییر یافت. در این راستا، ترکیه فعالیت های مختلفی انجام داد که از آن جمله می توان به شرکت نخست وزیر ترکیه در هیئت منتخب رسیدگی به مسائل جنگ ایران و عراق اشاره کرد. غرب چون دستش برای کشاندن جمهوری اسلامی ایران به نزاع ناخواسته در افغانستان خالی است تلاشش را معطوف به توهمات رسانهای کرده است و اینکه مثلا تشکیلاتی در جمهوری اسلامی ایران ایجاد شده تا برای مقابله با حکومت سرپرست اقدام کند از همان توهمات رسانهای غربیست و اصلا نباید به آن توجه کرد. از جمله سناریوهایی که در این بازی جنگ لحاظ شده است واکنشهای ایران به این حمله، سرنگونی یکی از خطوط هوایی مسافربری اسرائیل، موشکباران اسرائیل توسط نیروهای حزبالله و در عین حال عدم تمایل اسرائیل برای حمله به لبنان یا غزه، و در امان ماندن تأسیسات هستهای اسرائیل میباشد.

از توجیهات حمله ترکیه می توان فهمید که مناطق نفت خیز شمال عراق نیز اهمیت یافته بود و نباید به دست ایران می افتاد. بدیهی است که برخی عوامل زمینه ساز جنگ ایران و عراق برای دانش پژوهان تاریخ جنگ به طور کامل روشن است، عواملی نظیر ظهور یک ایدئولوژی انقلابی توسعه گرا و خطر آن برای ثبات سیاسی داخلی برخی حکومتها و توازن قوای منطقه ای، وجود یک ائتلاف محافظه کار برای حفظ وضع موجود، قدرت طلبی و عطش کسب آبرو و اعتبار بیشتر، و اعتماد به نفس نظامی بیش از حد. همچنین نخست وزیر و وزیر امور خارجه ترکیه در سفر به تهران در مرداد 1361، پیشنهاد کردند که برای پرداخت غرامت به ایران یک صندوق اسلامی تاسیس شود که مورد پذیرش مقامات ایران قرار نگرفت. در سال 1985، بیانیه اجلاس سران مسقط نتوانست ایران را به عنوان طرف مسامحه کننده برای پایان جنگ قلمداد کند. دراین حادثه نخست وزیر ترکیه به همراه دبیر کل سازمان ملل و نخست وزیر ژاپن ، از ایران خواستند تا از نفوذ خود در لبنان استفاده کرده برای آزادی گروگان های آمریکایی مداخله نماید که ایران نیز این درخواست را پذیرفت.همچنین دولت ترکیه سعی نمود در پرتو تلاش های نهادهایی چون سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش عدم تعهد نیز اقداماتی را برای میانجی گری انجام دهد که این اقدامات در مجموع با شکست مواجه شد.

از آن طرف هم دولتهای آمریکایی دموکرات و جمهوریخواه، نتوانستند منویاتشان را به ایران تحمیل کنند و ایران را به زانو درآورند. این هیئت با حضور روسای جمهور، بنگلادش، گینه نو، پاکستان، گامبیا و نخست وزیر ترکیه و یاسر عرفات در نهم اسفند 1359 وارد تهران شد و با رئیس جمهور و نخست وزیر و رئیس مجلس ایران دیدار و گفتگو کردند. موقعیت استراتژیک ترکیه و اهمیت حضور و تأثیر حمایت او از یکی از طرفین به حدی بود که اتخاذ موضع بی طرفی می توانست به انعطاف طرفین نسبت به خواسته های ترکیه منجر شود و روابط دوستانه با ترکیه برای دو طرف، مرزهای امنی را از طرف ترکیه ایجاد می کرد. یکی دیگر از اقدامات ترکیه در 22اسفند 1366، تلاش برای پایان دادن به جنگ شهرها بود. از جمله دلایلی که می توان برای اتخاذ سیاست میانجی گری توسط ترکیه برشمرد عبارت است از: همسایگی و همجواری با طرفین جنگ، ترس ناشی از عواقب و خطرهای جنگ و تقویت موقعیت و اعتبار منطقه ای و بین المللی. مهم ترین فاکتور برای ترکیه در گزینش سیاست بی طرفی را می توان توسعه روابط اقتصادی و تجاری با طرفین جنگ ذکر کرد.

همسایگی و همجواری ترکیه با طرفین جنگ برای ترکیه امتیازاتی ایجاد نموده بود. کشور ترکیه از گذشته های دور به دلیل ضعف نظامی و تلاش برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی خویش، در جنگ ها سیاست بی طرفی را اتخاذ می نمود. در همین راستا بود که کان دمیر، قائم مقام وزارت خارجه ترکیه، در پیامی که از طرف تورگوت اوزال به نخست وزیر ایران تقدیم کرد، اظهار داشت: « مسئله خلیج فارس مربوط به کشورهای منطقه است و باید توسط خود آنها و به دور از اعمال فشار خارجی حل شود. در واقع بریتانیا هیچگاه علاقهمند به ایران مقتدر در منطقه بهعنوان تنها قدرت مستقل بومی منطقه نبود. بعلاوه عراق نیز به کرات از ترکیه درخواست کرده بود این کشور در جنگ وساطت کند. رادارهای ایران نیز ارتقا پیدا کردهاند. می توان گفت با توجه به همکاری کردهای عراق با ایران در مبارزه با صدام، این ترس ترکیه چندان هم بی جا نبوده است. البته برای مداخله نظامی ترکیه در شمال عراق می توان عوامل دیگری را نیز برشمرد: حوزه نفتی کرکوک، مقدار زیادی از نیاز نفتی ترکیه را فراهم می کرد لذا عملیات نظامی آن کشور در شمال عراق به منزله هشدار علیه ایران بود تا از توسعه دامنه فعالیت خود به این منطقه بکاهد.

دیدگاهتان را بنویسید