حد وسط این دو فروتنی است

اگر در میان مردم همجنس گرایی یا هر وصف دیگری ارزش اخلاقی شد بیان این مساله روان شناسی اخلاق است اگر بخواهیم انسانِ مقصد را معلوم کنیم و بدانیم که انسان اخلاقی کیست به روان شناسی نباید مراجعه شود. یا این که کلیات آنچه مربوط به سعادت دنیوی و اخروی بشر است در متون دینی آورده شده ، مصادیق و جزئیات آن را باید از طریق اجتهاد عقلی یا ملاک های دیگر اخلاقی کشف و استنباط نمود. راههای دیگر ولو به عنوان پیروی از پیغمبری از پیامبران الهی باشد هیچ ارزشی ندارد و برای بشر سعادتی را تضمین نمیکند؛ لذا این بخش را با همین جملهای که دعاهم إلی الطریق المستقیم به پایان میرسانند.

اگر برای پیدایش ملکه خوش نویسی نوشتن هزار صفحه لازم باشد هر صفحه تنها یک هزارم مسیر را طی میکند و لذا پس از نوشتن یک صفحه تغییر قابل توجهی مشاهده نمیشود. دیگری مسیحیت را میپسندد؛ لذا مسیحی میشود. مسأله اعتقاد و فکر یک مسأله است و مسأله عمل مسأله دیگری است. در این صورت اعتقاد به خدا هم نباشد اشکالی ندارد. اسلام به هیچ وجه فکر باطل را نمیپذیرد، حتی اگر به صورت مَجاز هم گفته شود.

یک اصل مهم دیگر اینکه؛ همچون سایر فرایندهای مبتنی بر فعالیت های اجتماعی بشری، هیچ چیز نمی تواند برای همه مناسب باشد. بهترین رفتار برای پیشگیری از بروز اختلاف و خنثی کردن اختلافات جزئی ، چشم پوشی و گذشت از خطاهای دیگران به ویژه اعضای خانواده است . ولی در هنرهای مدرن میگویند: بهترین هنرها خلق چیزی است که وجود ندارد. غالباً آنهایی که میگویند: «میتوان اخلاق بدون دین و خدا داشت!

بعضیها تابع مکتب طبیعتگرا هستند و میگویند: سعی ما بر این است که آنچه در طبیعت وجود دارد در تابلوی نقاشی نشان دهیم. قسم دیگر اموری است که تابع پسند و علاقه ماست؛ مثلاً در هنر نقاشی مکتبهای مختلفی وجود دارد. بر این اساس مکتبی فلسفی به وجود آمده است به نام مکتب کثرتگرایی که شعبههای مختلفی دارد؛ هم در سیاست مصداق دارد و هم در دین و هم در بسیاری از رشتههای دیگر از معارف بشری. صورت اول که در آن به توصیف فرایند غیر اختیاری می پردازیم رشد نام دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، خطبه فدکیه نام سخنرانی حضرت فاطمه (س) در مسجدالنبی که در اعتراض به غصب فدک ایراد شد. فاطمه (س) پس از بیثمر بودن دادخواهیاش به مسجد پیامبر رفت و خطبهای ایراد کرد که به خطبه فدکیه مشهور شد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با کافران و مجرمان نیز رفتار پسندیده ای داشت. معمولا کتابچه های راهنما به طور واضح قوانین، دستورالعمل ها و استانداردهای یک سازمان و همچنین قوانین، مقررات و قوانین احتمالی مرتبط با آن را مشخص می کنند ، بدیهی است که با توسعه ارتباطات ، و وجود زیرساختهای مبتنی بر وب ، امروزه این کتابچه ها میتوانند بصورت الکترونیک یا در قالب اپلیکیشن ارائه گردند .

استاندارد نشان می دهد که آیا وضعیت مطلوب است یا نه؟ در پاسخ می گوییم : آیا دین معتقد است اخلاق درست همان است که دین می گوید یا می خواهد هر دو اخلاق را یکی بداند و نقش دین را تنها تأیید اخلاق بشری فرض کند؟ اگر فرض کنیم هریک از صفات مذکور صرفا به وسیله عوامل ژنتیک یا فیزیولوژیک انتقال یافته باشد نمی توان آن را اخلاقی دانست گرچه ویژگی شخصیت است.

رهبران اخلاقی قبل از اجرا هریک از تصمیمات را ارزیابی میکنند تا مطمئن شوند که با مأموریت و ارزشهای سازمان مطابقت دارد. انسان با همه آن ویژگی ها موضوع احکام این علوم است و برای صدور یک حکم، شناخت موضوع لازم است. مهمترین نیاز بشر برای رسیدن به سعادت، شناخت دین حق است که اساس آن پرستش خدای یگانه است. 1 ـ تفاوت هستی شناختی : مبادی اخلاقی بشری مبتنی بر تعریف خاص است که بشر از حیات و زندگی دارد و آن را به همین دنیا محدود می کند ، در حالی که پیش فرض اخلاقی دینی ، جاودانگی بشر و تداوم حیات و ایمان به زندگی پس از مرگ است.

در نظر آنان نه تنها تقوای دینی ارزش نیست، که گاهی نگاه ضد ارزشی به آن میشود و حتی گاهی نیز با آن مقابله میشود. اما البته در قلمرو اخلاق مستقل و اخلاقیات مجاز، ممکن است که کسانی بر حسب نیازها و اهداف خاصی که دارند (و چه بسا متناسب با باورهای دینی یا ایدئولوژیک ایشان باشد) دست به گزینش بزنند، به پاره ای ارزشها تقدم و اولویت ویژه ببخشند، و به این ترتیب در قلمرو اخلاق مجاز نظامهای اخلاقی متفاوتی را سامان بدهند. نکند بعد از چند سال معلوم شود که دست بیگانگان مهرهای را در درون دستگاههای رسمی ما کاشته است!

اخلاق نیکو، لغزش ها را ذوب می کند، همان گونه که آفتاب یخ را. علم دو گونه است علم نظری و علم عملی حکمت عملی دانش باید ها و نباید ها و دانش عمل است. باید بین این دو مرحله فرق گذاشت. گاهی گفته میشود: باید فقط ارزشهای مشترک بین انسانها مثل برادری، برابری، عشق و … از نظر مرحوم بازرگان چهره زشت استبداد را می توان در وجه قساوت آمیز آن، و لگدکوب کردن حرّیت و کرامت ذاتی انسانها دید.

این نوع گرایش را می توان نوعی لیبرالیسم منفی یا “لیبرالیسم ترس” نامید. ابتدا انسان خیال میکند این گرایش، یک طرز فکر ساده و عامیانه است؛ ولی این مسأله در محافل فلسفی و علمی دنیا مطرح شده است که آیا اصلاً اخلاق بدون اعتقاد به خدا و دین میتواند وجود داشته باشد یا نه؟ به عنوان مثال توکل به خدا مفهومی اخلاقی است، در عین حال یک مفهوم معرفتی هم هست. این سؤال در مورد همه معارف دینی مطرح است، انسان فطرتاً خداپرست است، ولی گاهی غفلت میکند و از فطرت خود سرباز میزند.

اگر می خواهید در شغل خود موفق شوید، اگر می خواهد روابط دوستانه خود را بهبود ببخشید، اگر می خواهید روابط عاطفیتان را با همسرتان بهتر کنید و اگر دوست دارید که به صورت کلی تبدیل به یک شخص جذاب و کاریزماتیک تبدیل شوید، اخلاق خوب داشته باشید. انسان پیش از حرکت اختیاری به سمت هدف خود، به صورت اولیه و فطری دارای ویژگی ها، استعدادها، برخورداری ها، محدودیت ها و ضعف هایی است. در این صورت شرط لازم مسلمانی آن است که فضای تحقیق و گزینش عقلانی و آزاد در جامعه مسلمین گشوده باشد. 3- اخلاق اجتماعی: یکی از مهم ترین بخش ها و وظایف اخلاقی یک مسلمان، ارتباط اخلاقی او با جامعه و محیط پیرامون است (اعم از محیط خانواده و جامعه).

امّا دانشمندان اسلامى روى تعدیل و برابر کردن غرایز و مبارزه با نفس و تهذیب صفات درونی کار کرده اند. نیروی واهمه یا قوه شیطنت در پی تهیه راه کار عملی و چاره اندیشی و حیله جهت رسیدن نفس به خواسته های قوه شهوت و غضب است. در صورتي که خداي ناکرده صفت رذيله اي درخود يافتيد با استفاده از روش هاي کاربردي و دستورالعمل هاي که در کتب اخلاقي آمده است به درمان و معالجت نفس خويش بپردازيد.

عرض كردم عدى بن حاتم هستم ، آن حضرت برخاست و مرا به سوى خانه اش برد ، در مسير راه با اين كه مرا به خانه مى برد ، بانويى سالخورده و مستضعف با او ديدار كرد ، اظهار نياز نمود ، پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به مدتى طولانى در آن جا توقف كرد و آن بانو را در مورد تأمين نيازهايش راهنمايى فرمود .

که به واسطه ی آنها میتوان اخلاق را در سازمان ها نهادینه نمود عبارتند از کدهای اخلاق، کدهای رفتار، خط مشی ها و رویه ها، روشهای حل معضلات اخلاقی و آموزش. » یعنی همان جهانبینی اسلامی است که خط مشی رفتاری در زندگی را بدون نیاز به پلیس بیرونی، از درون فرد سبب میشود و باعث بروز رفتار اخلاقی خواهد شد. بنا بر آنچه گذشت پیامبراکرم (ص) داعیه آن را دارند که من کرامتهای اخلاقی را به اتمام میرسانم و کامل میگردانم.

برای آنکه دایره این دانش پوشش کامل داشته باشد لازم است دانشوران این رشته، حوزه دید خود را به موضوعات زیر گسترش دهند. معنای این حرف این است که تنها راه صحیح، راه انبیا الهی است که شکل کامل آن به وسیله پیغمبر اسلام عرضه شد. ما درباره رفتار با فرق اسلامی هم همین حرف را میزنیم. با توجه به این مقدمه، در اخلاق هم صفات نیک و پسندیده و فضیلت بحث میشود و هم از صفات زشت و ناپسند و رذیلت.

دیدگاهتان را بنویسید