تفاوت فلسفه اسلامی و غرب، مثل غذای ایرانی و چینی است

اگزیستانسیالیسم یک از جریانهای مهم معاصر در فلسفه غرب است و معمولاً با دو طیف خدامحور و الحادی شناخته میشود و مهمترین موضوع مورد بحث آن هستی انسان و تأکید بر اختیار اوست. بیشتر اگزیستانسیالیسم یک از جریانهای مهم معاصر در فلسفه غرب است و معمولاً با دو طیف خدامحور و الحادی شناخته میشود و مهمترین موضوع مورد بحث آن هستی انسان و تأکید بر اختیار اوست. ولی فیلسوفان اسلامی معتقدند .. هیچ شباهت حقیقی بین دستگاه فلسفی یونان با حکمت متعالیه که محصول نهائی فلسفه اسلامی است وجود ندارد.

در نگرش يوناني امر محصل همواره دستخوش دگرگوني است و «از عدم مطلق هيچ موجودي صادر نميشود». او بدين منظور به خوانش فارابي به عنوان موسس فلسفه اسلامي در مهمترين كتابش يعني الجمع بين راي الحكيمين ميپردازد و نشان ميدهد كه بر خلاف نگرش رايج، فارابي در اين كتاب، قصد آشتي دادن ميان افلاطون و ارسطو را ندارد بلكه ميكوشد نشان بدهد كه اين هر دو از يك منبع سيراب شدهاند و تنها مرجع حقيقي يك فلسفه راستين، خداست، يعني ديدگاهي كاملا منطبق با معرفتشناسي قرآني چنانكه فلاطوري نشان داده است.

خوشبختانه دو سال است که دانشکده الهیات و معارف اسلامى درسى در رشته فلسفه تحت عنوان «سیر فلسفه در اسلام» قرار داده است و امیدوار است که این وظیفه مهم را بتواند انجام دهد. كتابي كه از نظر فكري بسيار مهم است». با اینکه مساله حجاب ازمسایل مهم دین اسلام است ودرآیات وروایات نیز به کرّات درباره آن سخن گفته شده است و قرآن کریم نیز واجب بودن آن را بر بانوان و زنان مورد تاکید قرارداده است، متاسفانه می بینیم که درجامعه ، برخی ازبانوان درامرحجاب کوتاهی کرده وآنطور که باید وشاید نسبت به پوشش خود وحجاب اسلامی حساسیت نشان نمی دهند.

اين تصور، تصوري مكان گونه است، يعني از ديد انديشه قرآني زمان ظرفي است كه وابستگي به مظروف ندارد. هرچند اين نكته كه فلاسفه تاكنون درباره مسائل فوق به يك توافق كلي دست نيافتهاند تا حدودي ايجاد بدبيني ميكند ولي نميتوان از آن نتيجه گرفت كه هر جا نتيجهاي قطعي و مورد قبول عام به دست نيامده، كوشش و پژوهش در آن زمينه بيهوده بوده است. در کلمات مأثوره از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و بالخصوص در آثار مرویّه از على علیه السلام بحثهاى تعقلى دقیق و عمیق فراوان است و جداگانه باید درباره آنها بحث شود.

فلاطوري «با الهام از پرسشهاي هايدگر و مكتب او درباره فلسفه يوناني» به مفاهيمي بنيادين چون زمان، جنبندگي، شدن، وجود(Sein) و آگاهي علمي ميپردازد كه ساختار انديشه بدانها وابسته است و در درون سنت فلسفي اسلامي به گونهاي متفاوت از آنچه در فلسفه يوناني و به طور كلي فلسفه غربي معمول است به كار گرفته شدهاند. اما حكمت متعاليه كه بنيانگذارش، صدرالدين محمد شيرازي يا همان صدرالمتالهين يا ملاصدرا(1045-979 ه.ق.) است، جمع دو رويكرد مشايي و اشراقي است يعني جمع عقل و دل و عرفان و فلسفه و شهود و استدلال و حضور و حصول. از نظر او ابنسينا با تفطن به اين موضوع، دريافت كه فلسفه رايج اسلامي غيرموزون و غيررضايتبخش است و به همين دليل قصد داشت حكمت مشرقيه را بنا بگذارد، فلاطوري معتقد است، برداشت رايج عرفاني از اين كتاب كه با ربط دادن واژه «مشرق» به «محل اشراق و نور» صورت ميگيرد، خطاست.

فلاطوري معتقد است، برداشت رايج عرفاني از اين كتاب كه با ربط دادن واژه «مشرق» به «محل اشراق و نور» صورت ميگيرد، خطاست و برعكس ابنسينا، ميخواست شيوه انديشهاي متناسب با شيوه انديشه قرآني بنا نهد. اما به هر حال اهميت كار فلاطوري در اين است كه كوشيده همچون علامه طباطبايي قرآن را با خود آن فهم كند و در مواردي كه به تفاسير مراجعه كرده عمدتا آثار مفسران نخستين(مثل طبري) و لغتشناسان قديمي عرب را مد نظر قرار داده است، يعني آثاري كه تا سر حد امكان از تاثير انديشههاي يوناني و غيرعربي بري هستند. شاید حتا جایی که نخستین اسطورهها زاده شدهاند؛ فرقی هم نمیکند شرقی باشند یا غربی؛ بنابراین چنانچه میبینیم با قلمرو بسیار وسیعی سر و کار داریم و همین امر ما را ملزم به انتخاب عرصه نگرش و نیز تعیین محدوده تاریخی میکند.

وی تاکید کرد: برخوردهایی که در روزهای اخیر با یک دختر جوان صورت گرفته نه تنها توهین به زنان و دختران ما است، بلکه چنین فشارهایی باعث افزایش مقاومت اجتماعی این افراد نیز می شود. ارسطو در پى حاکمیت مردم و دموکراسى است; زیرا او موضوع سیاسى و هدف آن را در عمل مردم و تجربه آنان و ایجاد عادت براى رسیدن به فضیلتى که زاده عمل مردم است، مى داند. شهروندان هرچند هر یک به کارى مشغولند، اما همه براى سلامت جامعه خود مى کوشند.

«آنچه از یونانیان به اعراب (مسلمین) رسید تنها به همان صورت اصلى و دست نخورده به دیگران انتقال نیافت، بلکه باید گفت که علوم یونانى در محیط عربى (اسلامى) براى خود زندگى و نشو و نماى خاص داشته است. بررسى تطورات و تحولات علوم اسلامى کارى است که اگر بخواهد به صورت صحیحى انجام گیرد باید وسیله خود مسلمین یعنى افرادى که در فضاى فرهنگ اسلامى تنفس کرده و در این جوّ رشد علمى کردهاند و با این علوم از نزدیک آشنا هستند صورت گیرد. البته برخي معتقدند با پايان «عصر طلايي» تمدن و فرهنگ اسلامي و سيطره نگاههاي افراطي به ويژه با ضربههاي سهمگين منتقداني چون امام محمد غزالي (505 -450ه.ق.) سنت فلسفي در جهان اسلام به حاشيه رانده شد و دستكم تا زمان اوجگيري مكتب اصفهان در عصر صفويه به غرب جهان اسلام مهاجرت كرد.

از نظر محققان و نویسندگان تاریخ علوم، قطعى و مسلّم است که همه این علوم در جهان اسلام تطور و تکامل پیدا کردهاند و مسلمین مقام عالىاى در پیشرفت فرهنگ بشرى و تکامل علوم داشتهاند. از سوی دیگر در حوزه فلسفه اسلامی علامه طباطبایی در دوران معاصر، نقش بسیار مهمی در توضیح و تکمیل فلسفه اسلامی، مخصوصاً فلسفه صدرایی داشتهاند. از نظر او ابنسينا با تفطن به اين موضوع، دريافت كه فلسفه رايج اسلامي غيرموزون و غيررضايتبخش است و به همين دليل قصد داشت حكمت مشرقيه را بنا بگذارد، اثري كه متاسفانه تنها يك بخش كوتاه هشت و سه صفحهاي با عنوان «منطق المشرقيين» از آن باقي مانده است.

تنها فيلسوف مسلماني كه به اين تفاوت بنيادين ميان انديشه اسلامي با فلسفه يوناني پي برد، ابنسينا بود. به تدريج فيلسوفاني چون ابواسحاق كندي(256-185ه.ق.)، فارابي (339-259 ه.ق.) و ابنسينا (428-370 ه.ق.) پا به عرصه گذاشتند و در طول بيش از هزار و صد سال با فراز و نشيبهايي فراوان و ضمن تحمل مرارتها و دشواريهاي زياد، سنت معرفتي گرانسنگي را پي ريختند و بارور كردند كه هر طور ناميده شود، اهميت و تاثيرش را نميتوان انكار كرد. در قرآن کریم به دهها آیه برمىخوریم که حکمت افعال و احکام الهى را بیان کرده است.

سیر فلسفه در اسلام، جزئى از سیر علوم در اسلام است، اعمّ از علومى که در میان خود مسلمین و به وسیله خود مسلمین ابداع و اختراع شد مانند فقه و اصول و تفسیر و حدیث و درایه و رجال و صرف و نحو و معانى و بیان و بدیع، و یا علومى که از جهان خارج از دنیاى اسلام ترجمه شد و جزء علوم مسلمین قرار گرفت مانند طب، نجوم، حساب، هندسه، منطق و فلسفه. لیکن قبل از بیان علل و فلسفه ازدواج، ذکر یک نکته ضروری است و آن تفاوت «فلسفه و چرایی» با «هدف یا اهداف» است که این دو چه سان در این بحث از یکدیگر منفک شدهاند؟

دیدگاهتان را بنویسید