تعاریف کامل از اخلاق حرفه ای

و اگر کسی پیراهنت را دزدید شلوارت را هم به او بده». و قرآن هم انجیل آسا نمی گوید: «سرمایه داران و ثروتمندان به قلمرو آسمان ها پای نخواهند گذاشت مگر زمانی که شتر از سوراخ سوزن بگذرد! این نیازها در عین ثباتی که در همه زمان ها و مکان ها دارند همراه با شرایط و ویژگی های هر عصر و هر مکان مصادیق و مظاهر گوناگونی می یابند. در سایه نظام اخلاقی اسلام ودر آغوش تعلیم وتربیت پیامبر بزرگ اسلام ومکتب و مدرسه قرآن حکیم چنان نسلی تربیت گردید که به نیکوترین صفات و بهترین اخلاق متصف بودند، وازاخلاق پست وعادات زشت و صفات بد رهائی جستند، وتوانستند در مدت زمان اندکی این دین بر حق را به اقصی نقاط عالم برسانند.

افزون بر سنت و سیره اخلاقی پیامبر خاتم (ص)، شاگردان برجسته مکتب ایشان نیز قله های بلند فضایل اخلاقی هستند که به لطف الهی در طول تاریخ سلسله های پرشماری از تربیت یافتگان مکتب اخلاقی اسلام را تشکیل داده اند و در همه زمان ها عالمان و صالحان بزرگ وربانی نمونه های عینی اخلاق اسلامی بوده اند. در سیره عملی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، پرداختن به شوخی برای شادکردن مردم دیده می شود. در این نوع مدل مدیریتی، سازمان ها هم به سود و بازدهی خود فکر می کنند و هم در پی خیر و صلاح مردم هستند.

نوع دوم: افکاری بر مبنای تفکرات و نظریاتی غیر از دو اعتقاد مزبور. در حالی که نظر اسلام در میان این دو گروه، نظری است میانه رو و معتدل. یکی دیگر از ویژگی های نظام اخلاقی اسلام این است که ارزش ها دارای مراحل و مراتبی هستند، در حالی که در بسیاری از مکاتب اخلاقی ارزش را دارای یک مرحله می دانند. در حالی که در دین اسلام هر یک از این رفتارها مرحله ای از ارزش را دارا است.

در یک نگاه ساده میتوانیم بگوییم که حسن خلق یعنی اینکه شما مراعات حال دیگران را بکنید و ظرفیت خودتان را بالا نگه داشته باشید و در سخن گفتن، رفتار کردن، بیان احساسات و… ، و نیز دروغگویی و وارونه نمایی به منظور فریب و منحرف ساختن افکار دشمن در مورد حقایق لشکر اسلام، شما نفرات، جنگ افزارها و تاکتیک های عملیاتی آن. پس جامع بودن و فراگیری دیدگاه اسلام، دیگر جای شگفتی ندارد، چرا که نه دیدگاهی بشری بلکه وحی و پیام کسی است که از کم و کیف هر چیزی آگاهی کامل دارد.

آیا تمام رفتارهای اخلاقی برآمده از گفتار پیامبران و انبیای الهی است یا آن که در وجود انسانها هم ریشه دارد؟ هدف از بعثت پیامبران ایجاد اخلاق حسنه و نیکو بود ، حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز به عنوان خاتم پیامبران مبعوث شد تا فضایل اخلاقی و خلقیات نیکو را تحقق بخشیده و رذایل اخلاقی را یادآور شود ، شک نیست یکی از مهمترین عوامل پیشرفت اسلام ، اخلاق نیکو و برخورد متین و ملایم آن حضرت با مردم بود .

بدین معنا که هم خرد و اندیشه انسان و هم پیامبران الهی بدان دعوت می کند که از این امر گاهی به فطری بودن دین نیز تعبیر می شود. یعنی در هر کاری امر دایر است بر این که یا آن کار ارزش دارد و یا ندارد. رسالت انسان، کمک و همیاری به نیازمندان را تداعی میکند به هر اندازه که انسان حقیقت جو در این امر خیر همیاری کند، درجه صدات و عزتاش افزوده میشود. از سوی دیگر هر بار آدمی عمل شایستهای انجام میدهد شیطان تأثیر آنرا در نفس او بسیار بزرگ و قابل توجه ترسیم میکند و چنان وانمود میکند که پس از انجام عمل وضعیت انسان بسیار مطلوب و قابل تقدیر شده است.

به تعبیری دیگر، امانتداری، راستگویی و مانند آن به لحاظ ویژگی های خاص خودشان و با قطع نظر از سود و زیان دنیوی مترتب بر آنها در نظام اخلاقی اسلام خوب و پسندیده اند، چون این افعال با ویژگیهایی که دارند، به گونه ای هستند که گرایشهای متعالی انسان، او را به سوی آنها فراخوانده، آنها را اموری خوب و بایستنی معرفی می کند، در اسلام، انسان اهل فضیلت کسی است که راست بگوید هرچند به زیان او تمام بشود، بخشش کند،هرچند او را در محرومیت قرار دهد، یعنی این امور با قطع نظراز سود و زیان دنیوی مترتب بر آنها ارزش اخلاقی هستندهرچند در هرحال خیر اخروی خود را به همراه می آورند.

زیرا اعتقادات را به دو گونه می توان مورد لحاظ قرار داد؛ هرگاه بحث از صدق و کذب و درستی و نادرستی گزاره از جهت مطابقت و عدم مطابقت با واقع مد نظر باشد کاوشی اعتقادی صورت پذیرفته است. بر این اساس واقع گرایی اسلام در تشریع درشتی در مقابل بدی، بدون اجازه تجاوزگری و ستیزه جویی، متجلی و آشکار می گردد. در قیاس با منافع دنیوی،نظام اخلاقی اسلام غایت گرا نیست، بلکه ارزش گرا وفضیلت خواه و به تعبیری وظیفه گراست .به عبارتی چون نظام اخلاقی اسلام مبتنی برانسان شناسی خاصی است و گستره وسیعی برای حیات وکمالات انسانی می بیند، منافعی که بدان نظر دارد، کمال وسعادت اخروی انسان است که در پرتو قرب الهی حاصل می شود.

دسته اول با حسن ظن به فطرت انسانی آن را خیر و نیکی محض به شمار آوردند و اینان با بدگمانی به آن طبیعت بشر را شر و پلیدی خالص برشمردند. در صورتی که شایسته و ضروری بود،همین ادیان الهی که بشر امروزی اعتقاد به آنها را ادعا می کند اصول اخلاقی را برای جامعه انسانی تنظیم و تبیین می کرد . دین اسلام مجموعه ای از عقاید و دستورات عملی است که نزول آن در قالب تعالیم وحی از سوی آفریدگار جهان می باشد، و نظام اخلاقی را در آن به عنوان مجموعه آموزه هایی که راه و رسم زندگی کردن به نحو شایسته و بایسته را ترسیم کرده، بایدها و نبایدهای ارزشی حاکم بر رفتار آدمی را تبیین می کند، ودر نتیجه بخوبی به رابطه تنگاتنگ دین اسلام و اخلاق پی خواهیم برد واخلاق را پاره ای ناگسستنی از دین به شمارخواهیم آورد.

در نظام فقهی و اخلاقی اسلام هر فرد در هر شرایطی تکلیف خاص خود دارد که متناسب با امکانات و توانایی های مربوط به همان شرایط است در نتیجه همه انسان ها در هر برهه زمانی و در هر محیط اجتماعی و جغرافیایی می توانند به سوی کمال حرکت کنند و اگر تکالیف اخلاقی خویش را به شایستگی و با خلوص نیت انجام دهند. از طرف دیگر، طرح ارزش های جدید و طرد سایر ارزش ها به طور مداوم و تغییر و تحول پیوسته و همیشگی در این مکاتب، از این واقعیت پرده بر می دارد که مجموعه ارزشی آنها، علاوه بر برخوردار نبودن از انسجام، ملاک معقول و منطقی نیز ندارد، بلکه تابع میل و هوس مردم است، اما بین ارزش های اسلامی آن چنان ارتباط معقول و منطقی وجود دارد که می توان این مجموعه را به صورت درختی ترسیم کرد که دارای ریشه ای قوی و مستحکم و تنه ای قدرتمند است.

هیچ تردیدی وجود ندارد که این گونه مباحث در لابه لای کتابهای فلسفی و اخلاقی وجود داشته و از مهم ترین دغدغه های متفکران در عرصه اخلاق بوده است تا جایی که پیشینه تاریخی این گونه مباحث از زمان سقراط (حدود 399 ـ 470 ق.م.) در باب فرار از زندان و مجازات و زیر پا گذاشتن قانون گرفته، تا «لاک» (1632 ـ 1704) در باب تساهل دینی، هیوم (1711 ـ 1776) در باب خودکشی، جرمی بنتام (1748 ـ 1832) در باب اعلامیه حقوق بشر فرانسه، میل (1806 ـ 1873) در باب تساوی جنسی، نیچه (1844 ـ 1900) در باب مجازات، جان دیویی (1859 ـ 1952) در باب دمکراسی در امریکا، و سارتر (1905 ـ 1980) در باب نسل کشی در ویتنام قابل ردیابی است.

دیدگاهتان را بنویسید