الاهیات فلسفی با نگاه عقلانی به دین

نسل جوان ما با اینکه با هجده سال وارد دانشگاه می شوند بسیار سریع دچار شبهات و تغییر رفتار هایی می شوند و همین نشان دهنده ی این است که ما دوازده سال دوره ی آموزش و پرورش را از دست داده ایم و تربیت دینی نکرده ایم . آقای طباطبایی فرد فعّالی بود؛ بنابراین جریان فلسفیای که به وسیلهی ایشان پایهگذاری شد، باید به شکل وسیعی گسترش پیدا میکرد، که نکرده است.

آیت اللّه ممدوحی: توضیحی درباره فرمایش آقای فیّاضی دارم که می فرمایند: گاهی اوقات انسان ملهم می شود به صور عقلی؛ یعنی ملهم می شود به عقل. به طور مداوم با ساختن و فرو ریختن موجه می شوید و در نهایت در پایان کتاب با مقدار زیادی تردید و گستردگی خویشتن خود مواجه می شوید. کاری که خودم به طور خودآموز و خودسالارانه انجام میدهم با تفکر فلسفی همسانتر است تا نشستن در سر کلاس و آموزشهایی که خیلی کند، بطیء و غالبا تشریفاتی است و اثری از انگیزش تفکر درش وجود ندارد.

اما به طور كلى، دسته دوم بيشتر مورد خطاباند; زيرا خانواده بدون فرزند در همان وصلت و گوشه حجله، بدون استمرار و دنباله خلاصه مىشود. پیش از آنکه در مورد تصدیق بدیهی و تصدیق نظری توضیح دهم، ذکر یک نکته لازم است و آن این است که هر تصدیقی سه جزء دارد: موضوع، محمول، رابطه. دو قرن پيش از وي روسو در كتاب “ درباره نابرابري ميان انسانها “ نوشته بود كه انسان فرشته است ولي جامعه و تمدن صنعتي او را ضايع كرده اند.

در رابطه با فلسفه عشق گفته مي شود كه فلسفه معمولاشاخه اي سنتي و محافظه كارانه از علوم است و پيشداوري و قضاوتهاي خاص خود را دارد، گرچه فيلسوفاني مانند نيچه، هگل، شوپنهاور، كي يركگارد، سارتر، رونالدبارت، فوكو ، و لومن بحث هايي را آغاز كردند، ولي امروزه در دانشگاه استادان از برقراري سمينار درباره عشق خودداري مي كنند چون دانشجويان آنان را جدي نمي گيرند و حتي احتمالابيشتر كتاب درباره منطق صوري نوشته مي شود تا درباره عشق، و گويي مسايل علم منطق صوري براي خواننده گان مهم تر است تا بحث و تئوري درباره احساسات عاشقانه.

صالح بیان کرد: در حقیقت، فلسفه ماه مبارک رمضان این است که تا انسان از بندگی نفس خارج شود و همه هدفش رضایت الهی باشد. بر اساس این رای، فلسفهی تحلیلی قدمتی صد ساله دارد و حدوداً از ۱۸۸۰ آغاز شده است. نقص فلسفهی ما این نیست که ذهنی است – فلسفه طبعاً با ذهن و عقل سروکار دارد – نقص فلسفهی ما این است که این ذهنیّت امتداد سیاسی و اجتماعی ندارد. در اديان و فلسفه ايده آليستي، احساسات نمي بايست ارباب روح انسان مي شد. بعد از پايان جنگ جهاني دوم نارضايي او از سرمايه داري باعث شد كه به حزب سوسياليست آمريكا بپيوندد.

این جلسه دفاعیه روز پنجشنبه سیام بهمنماه 1393 ساعت 13 در محل دفتر دانشکده مذاهب اسلامی برگزار خواهد شد. فلسفه سیاسی اسلام، در راستای اهداف و تئوری های بلند خویش و در راستای تدوین سبک زندگی اسلامی تمدن آفرین، به مقوله الزام، توجهی بایسته دارد. بعد از وی فلاسفه تجربه گرایی چون جان لاك (1632 تا 1704) و دیوید هیوم (1711 تا 1776) قدم در عرصه فلسفه گذاشتند و ملاك و حجیت شناخت را به تجربه حسی دانستند.

درنتیجه وی در تبیین حیات پس از مرگ با مشکل مواجه میشود؛ چراکه با از بین رفتن بدن، نفس نیز باید از بین برود. یهودیان نیز در یوم کیپور، روز جبران و کفاره، حدود 25 ساعت روزه میگیرند و از خداوند طلب آمرزش می کنند. هر علمی موجودات را از جنبه ای خاص بررسی می کند. از فهرست فلاسفه غربی می توان افلاطون، ارسطو، دکارت، هیوم و کانت را نام برد. وقتی کودکی با ضمیر پاک، درد و ناراحتی دیگران را میبیند، بیاختیار چهره در هم میکشد و آزرده میشود؛ حال، چطور ما توانسته ایم، طوری احساس خود را از دیگر انسان ها منفک کنیم که بدون آن که وجودمان بسوزد، به سهولت، سوختن صورت دیگران را ببینیم.

ما با پذیرفتن یک سبک زندگی مدرن، خود را جداً در مخمصمه و دشواری قرار دادهایم. از نظر پلاسکو، آن چه مفهوم «عشق» را چنین زایل کرده و از مضمون واقعی تهی نموده است، «گناه» به مثابه جدایی از عمل الهی در زندگی است که به نوبه خود، موجب جدایی از درک گران قدر حضور خداوند است. ● این در حالیست که مفهوم «عشق» که فراتر از «حب»، به عنوان یکی از مفاهیم مهم ادیان ابراهیمی مطرح است، مستلزم ایثار، از طریق تعهد پایدار به ایمان توحیدی به خداوند و شکستن بت خود به عنوان منشأ «سود» است.

● فمینیستهای دینی میپرسند که، چرا انسانهای دنیای مدرن، مفهوم «سود» را طوری در ذهن خود تکرار و برجسته کردهاند که همدلی بلافصل انسان ها و احساسات و خواستههای مشترک آنها را تحت الشعاع قرار داده است؟ بندا در اینجا میکوشد، نشان دهد که روشنفکران امروزه این نقش خود را فراموش کردهاند و محافظهکار شدهاند. بدین ترتیب، نیچه دین را از صحنه زندگی بشر کنار گذاشت و هیچگونه جایگزینی برای آن درنظر نگرفت. ● مطابق تفسیر جودیت پلاسکو از نظر راینهولد نیبور، «گناه»، سرچشمه «اضطراب» در زندگی انسان است؛ «گناه» انسان را گرفتار محدودیتهای جهان طبیعی، و محروم از آزادی متعالی میکند.

● جودیت پلاسکو (Judith Plaskow)، ملهم از یک تجزیه و تحلیل دقیق در الهیات راینهولد نیبور (Reinhold Niebuhr) و پل تیلیخ (Paul Tillich)، بر روی مضمون «گناه» تمرکز کرده است. به همین ترتیب، برای پل تیلیخ، «گناه» نحوی بیگانگی از خود واقعی است؛ «گناه» دور شدن از درک درستی از ابعاد کامل زندگی انسان است؛ و غلبه بر گناه و «بی امیدی» و مضیقههای روانی ناشی از آن، تنها از طریق عمل الهی یا همان «عبادت» میسر خواهد بود (توأم با اقتباسهای آزاد از سوزان فرانک پارسنز و جودیت پلاسکو). 8- فیلسوف همیشه دنبال درک حقایق است و غیر از حقیقت، به چیز دیگری وابسته نیست.

● سوزان پارسنز، ملهم از این برداشت درخشان ابراهیمی از «عشق»، معتقد است که اگر چنین درک کاملی از عشق در عمق تجربه انسانی جاگیر شود، آن گاه زندگی دینی به قدر کافی غنی میشود. ● وجه دیگری که موجبات نگرانی سوزان پارسنز را فراهم میسازد، تهی شدن مفهوم گران قدر «عشق» است. از یک دیدگاه، که ملهم از برداشت سوزان فرانک پارسنز است، فلسفه ارتباطات انسانی، در دنیای مدرن تحریف شده، و «سود»گرایی و «سود»جویی جای آن را گرفته است (Susan Frank Parsons؛ دانشمند برجسته در زمینه فمینیسم دینی، و ویراستار مجموعه گران قدر کیمبریج در زمینه الهیات فمینیستی).

نیبور این تلقی از «گناه» را «عشق به خود» تعبیر میکند، که این «عشق به خود»، معادل مفهوم بی خدای آزادی در دنیای مدرن است. ● برداشت فمینیستهای دینی از مسائل امروز زنان، تا اندازه زیادی با به رسمیت شناختن روحیه دنیای مدرن به عنوان ریشه عمده مسائل زنان پیوند دارد. در عالمی که تنها یک وجود گوهری در آن هست و سایر موجودات جز سایههایی زایل شدنی نیستند، انسان موحد، در نادیدن خود، غرق در شیدایی به یک وجود یکتا و ایثار در راه موجودات و انسانهایی میشود که جملگی سایههایی از یک لحظه اراده زیبای اوست.

دیدگاهتان را بنویسید