ادبیات انقلاب ادبیات جنگ نیست، ادبیات جهاد است

به نظر بهار، ترانه یا ترانک نوعی از اشعار عهد ساسانی و شبیه تصنیفات عامیانۀ امروزی بوده که رباعی و دوبیتی از آن گرفته شده است (1 / 127). همایی (ص ۹۳؛ نیز نک : خانلری، ۲۱۴) بر آن است که وزن رباعی و بسیاری از اوزان عروضی در میان ایرانیان سـابقه داشته است. چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟ گریه و زاری و نالیدن چه سود ؟ اگر از خوانندگان این کتاب، کسی گوید: این چه درازی است که بوالفضل درسخن میدهد، جواب آن است که من تاریخی میکنم پنجاه سال را که بر چندینهزار ورق میافتد ودر او اسامی بسیار مهتران وبزرگان است از هر طبقه، اگرحقی به باب همشهریان خود هم بگزارم وخاندانی بدان بزرگی را پیداتر کنم، بایدکه از من فراستانند.

بی توجهی شاعران صفوی به میراث های ادبی پیش از خود و بریدن از سنت ها و سازندگان آنها، یکی از خصایص سبک هندی و شعر دوره ی صفوی است که آن نیز به نوعی یک واکنش طبیعی از جانب هنرمندانی است که رضایتی از روند حاکم بر جامعه ندارند. تقسیم میکند، به وجود نیامده است. از آن جملهاست تفسیری کهن به پارسی که از قرن چهارم برجای مانده ومتأسفانه نام مؤلف آن بهدست نیامده است. دست در دستانم که میگذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگهایم میدود. زن در بینش مولانا برعکس آنچه که دیگران تصور کرده اند ویا بر عکس زشت ترین داستان مثنوی معنوی در دفتر پنجم که در مورد خاتون وخر است .

قطره ای کو که به دریا ریزم؟ چه باید کنم ای عشق؟ با عزیمت حیران از نخجوان به ایران نامزدش که لحظه ای تحمل دوری او را نداشت به علت نامعلومی به ایران نیامد و در آنجا ماندگار شد . مردان بدون شما موجوداتی ناقصاند که کمالشان را در کنار شما پیدا میکنند… حال در کنار این عنصر معماری، یعنی “رباط” یا همان کاروانسرا، که جایی است برای توقفهای کوتاه و معمولاً یک شَبِه، از عناصر معماری “طاق” و “رواق” استفاده کرده که در بناهای فاخر وجود دارد و پیداست که با صرف وقت و هزینۀ بسیار ساخته میشوند و برای اقامتهای بلندمدت توجیه دارد.

این آیه 25 سوره طه است و به زمانی اشاره دارد که حضرت موسی قصد دارد به ملاقات فرعون بروند و حضرت موسی از خداوند چنین درخواستی دارند. در تاریخ وجغرافیا نیز آثاری به فارسی در دست است. تکیه وی به اسناد اداری ودقت در ثبت شنیدهها بسیار قابل توجه است. دربارۀ پیدایش رباعی، در متون کهن، دو روایت وجود دارد که مطابق آنها، وزن رباعی را شاعران از زبان کودکی که در غزنین یا سیستان، گردوبازی میکرد و میگفت: «غلتان غلتان همیرود تا بُن گو»، برآورده و بر مبنای این مصراع موزون و شاید فیالبدیهه، 3 مصراع دیگر ساختهاند و قالب رباعی پدید آمده است (شمس قیس، 83-84). طبق روایت شمس قیس رازی این ماجرا به زمان رودکی (د ۳۲۹ ق / 941 م) برمیگردد و رودکی مخترع رباعی است (ص 83). به روایت دولتشاه سمرقندی، این ماجرا یک قرن پیش از رودکی و در زمان یعقوب لیث صفاری (د ۲۶۵ ق / 879 م) به وقوع پیوسته، و یعقوب شعرای دربار خود را مأمور تحقیق دربارۀ ظرفیتهای شعری این مصراع منفرد کرده است (ص ۳۰-۳۱).

بنابراین زیبایی زن که نماد جمال الهی است تیر خطرناکی برای مرد وزن است . البته خود ابوریحان کتاب بزرگی در علم نجوم با عنوان التفهیم لاوائل صناعه التنجیم بهفارسی نگاشته است. ما در جای دیگر عباراتی از ابوریحان رادربارهدقتدر کار راویان آوردیم. مقدمه بیهقی نشان میدهد که وی، دست کم بخشی از این دقت تاریخی خود رامدیون ابوریحان بیرونی است. رشید وطواط رباعیای را که مصراع سومش قافیه نداشته باشد، «خَصی» نامیده (ص ۸۵) و نصیرالدین طوسی ضمن تأیید این سخن، گفته است: متقدمان آوردن قافیه در هر 4 مصراع را لازم میشمردند، اما متأخران درج قافیه در مصراع سوم را شرط نمیدانند (ص ۶۲).

ممکن است هر روز به همسرتان بگویید «دوستت دارم»❤️، اما اگر این کلمات را با … رعایت قافیه در مصراعهای اول و دوم و چهارم الزامی، و در مصراع سوم اختیاری است. از اواخر سدۀ 6 ق، قافیۀ مصراع سوم رباعی بهتدریج حذف شد. با حذف قافیۀ مصراع سوم، بهسبب متقارننبودن موسیقی کلمات، در ضربآهنگ شعر وقفهای میافتد و با ایجاد حالت تعلیق و انتظار، ذهن برای خواندن یا شنیدن مصراع چهارم رباعی مهیا میشود. محمدصالح رضوی، دو مجموعۀ رباعی دیگر به نامهای دقایق الخیال و معارج الخیال دارد که اولی بر مبنای حروف تهجّی قافیۀ رباعیات، و دومی بر اساس نام شاعران تنظیم شده است (میرافضلی، یادداشتها).

بیدل مبنای عرفان خود را وحدت وجود معرفی می­کند و معتقد است که تمام کثرات این عالم، ریشه در وحدت دارد. در عین حال، شعر او، در مقایسه با شاعران پیشین، شعریپیشرفته وپختهتر است. منظومة « حیدربابایه سلام » نخستین بار در سال ١٣٣٢ منتشر شد و از آن زمان تا کنون به زبانهاى مختلفى ترجمه شده است . تنوع اوزان رباعی، باعث شده است که دست شاعر برای بیان حالات و مفاهیم مختلف باز باشد. شاعران معاصر ایرانی -از احمد شاملو و شعرهایی که برای عشق خود یعنی آیدا گفته، تا نیما یوشیج و شعری بهنام افسانه که برای عشق نافرجامش سروده- شعرهایی عاشقانه دارند که خواندنشان میتواند درون پرتلاطم و غمگین عاشقان را زیر و رو کند.

را زیر لب تکرار میکنند. باران سرود آفتاب را تکرار می کند… محمود گاوان در مناظر الانشاء، وجه تسمیۀ رباعی را شکل چهارمصراعی آن دانسته (ص 104)، و همین نکته را دیگر نویسندۀ آن عصر، محمد بن عبدالخالق، در رسالۀ «انیس الشعراء» تکرار کرده است (ص ۲۶۶). ادبیات انقلاب ادبیات جنگ نیست، ادبیات جهاد است. نثر فارسی دوره سلجوقی، در سایه ادبیات عرب ولغات شیرین برگرفته از آنزبان قرآنی، رشدی چشمگیر یافته است؛ با این حال هنوز نثرهای مصنوعی کهبعدها به مرور رو به گسترش رفته و زبان فارسی را به دو قسمت عامیانه و بهاصطلاح عالمانه!

این تألیف نشان میدهد که برخلاف ادعای خود بیرونی درجای دیگر، دانشی مانند نجوم وریاضی وهندسه میتواند در زبان فارسی بیانشود. وقتی خوشحالی، دوست داری به کسی برسی که خیلی دوسش داری … خیلی از زنان سرزمین خودشان را دست کم میگیرد و احساس میکنند همواره باید کسی مواظبشان باشد، پناهنده باشند و … خلاقیت در سخنرانی خیلی میتواند تاثیرگذار باشد! حتی ممکن است با بیان جملات طولانی، مخاطب را از موضوع اصلی سخنرانی خود دور کنید. روایات شمس قیس و دولتشاه، بهرغم افسانهگونگی آنها، گویای این موضوع است که ادبای ایرانی، قالب رباعی را خارج از حوزۀ شعر و ادب عربی میدیدهاند.

کاشفی مستزادهایی را که جزئی از ساختار معنایی شعر هستند، «مستزاد موقوف» نامیده، و آن را از مخترعات امیر خسرو دهلوی برشمرده است (ص ۱۲۷). قَطّان مروزی (د ۵۴۸ ق / 1153 م) نخستین کسی است که دربارۀ وزن رباعی به بحث پرداخته است. مثنوی عرفات هم از آثار اوست که به زبان شیرین فارسی نوشته شدهاست. بیشتر آنچه تا این زمان در زبانپارسی بوده، متون داستان وافسانه واحیانا نوشتههای دینی ـ تاریخی زرتشتیوسپس برخی از متون فقهی بوده که هدف آن بهرهدهی به عامه مردم بوده است.ابوریحان بزرگترین عالم دربار غزنه، زبان فارسی را مخصوص نگارش داستانهاوزبان عربی را زبان علم میداند.

رُباعی، یکی از قالبهای کهن شعر فارسی که از 4 مصراع هم وزن تشکیل شده است. این نگارۀ زیبای فاخر، دارای امضاء و نام خوشنویس نیست و حتی تاریخ دقیق خلق آن نیز نامشخص است اما با توجه کردن در سبک هنری به کار گرفته شده در این اثر می توان تاریخ تقریبی ساخت آن را به دوران صفویه نسبت داد. بنابر اشارات منابع صوفیانه و نویسندگانی همچون سرّاج (ص ۲۹۸- ۲۹۹) و سُلَمی (ص ۲۳۴-۲۳۵)، در قرن 3 ق / 9 م در حلقههای صوفیۀ بغداد، سماع رباعی امری رایج بوده است، اما پیران این طایفه، مریدان جوان را از شنیدن و خواندن رباعی برحذر میداشتهاند.

در منابع متأخر، رباعیاتی به شقیق بلخی (د ۱۷۴ ق / 790 م) و بایزید بسطامی (د ۲۶۱ ق / 875 م) منسوب است که بهجهت ویژگیهای زبانی و سبکی، در مورد صحت انتساب آنها تردید جدی وجود دارد (شمیسا، ۱۱۷). قرینه و سجعی بی تکلف ایراد متعاقب و متواتر گردد آن پسندیده دارند؛ به سببآن که چون دبیر خاطر بر جمع سجع و تتبع قوافی بگمارد، از مقصود سخنومطلوب فحوا باز ماند و از جاده غرض در مضلّه اطناب و تطویل بیفایده افتدوبلاغت در سلاست لفظ و ایجاز معناست. بی كران وحشت انگیزیست.

به نوشتۀ شمس قیس، رباعیات ملحون که در موسیقی و آواز به کار میرود، ترانه نام دارد و سایر رباعیات را دوبیتی مینامند. در ۷۴۱ ق، محمد بن بدر جاجرمی، باب 28 مونس الاحرار فی دقائق الاشعار را به رباعیات شاعران قرن 6 و 7 ق اختصاص داد؛ فصلهای این بـاب کموبیش به ابواب نزهة المجالس شباهت دارد. مؤلف آن ابوالفضل محمد بن حسینبیهقی (385 ـ 470) است که خود از دبیران برجسته دربار غزنوی بوده ونه تنها درنثر که در تاریخنگاری نیز مبتکر شیوه دقیق وجدیدی بوده است. وی توانست از این سلطان که به خسّت هم شهرت داشت،ثروت فراوانی به دست آورد ودر ناز ونعمت زندگی کند.

وی بر اصل عبرت تاریخی هم تکیه فراوانی دارد وهمهجا تأکید میکند که«خردمندان را در این باب عبرت بسیار است». در جغرافی نیز کتاب حدود العالم به زبان فارسی در همین روزگارتألیف شده است. این مسئله را مفتی مرادآبادی در رسالۀ رباعی مورد توجه قرار داده، و به گونهای اغراقآمیز از آن سخن گفته است (نک : شمیسا، ۲۵۶). توجه شما را به جدیدترین مدلهای جلب می نماییم. حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه محتوای اشعار مربوط به بیداری اسلامی باید، بصیرت امت اسلامی را تعمیق دهد، افزودند: در محتوای اشعار بیداری اسلامی به جهتگیریها و اهداف عالی این تحول بزرگ، راههای منتهی به این هدف عالی، و دشمنان و موانعی که آنها ایجاد میکنند، توجه ویژه و خاص شود.

در نیمۀ دوم همین سده، فردی به نام ابوحنیفه عبدالکریم مجموعهای با نام مجمع الرباعیات را از رباعیات شاعران فارسیزبان، در آناتولی گرد آورد که گزیدهای از آن باقی مانده است (نک : ریاحی، ۴۲-۴۳). محمد قمرالدین، این اثر خطاطی زیبا را در قسمت پایین سمت چپ، رقم زده و عبارت «کتبه محمد قمرالدین» را بر آن نگاشته است. ن. فرای، ترجمۀ حسن انوشه، تهران، ۱۳۶۳ ش؛ اذكائی، پرویز، باباطاهرنامه، تهران، ۱۳۷۵ ش؛ بهار، محمدتقی، بهار و ادب فارسی، به کوشش محمد گلبن، تهران، ۱۳۵۱ ش؛ بهاری، الوند، «عروض جدید و وزن رباعی»، وزن شعر فارسی از دیروز تا امروز، به کوشش امید طبیبزاده، تهران، ۱۳۹۴ ش، دفتر دوم؛ جمال قرشی، محمد، عراضة العروضیین، به کوشش محسن ذاکرالحسینی، تهران، ۱۳۸۲ ش؛ خانلری، پرویز، وزن شعر فارسی، تهران ۱۳۶۷ ش؛ خواجوی کرمانی، محمود، دیوان، به کوشش احمد سهیلی خوانساری، تهران، ۱۳۶۹ ش؛ خوشگو، بندرابن داس، سفینۀ خوشگو، به کوشش حکیم اصغر، تهران، 1389 ش؛ دولتشاه سمرقندی، تذکرة الشعراء، به کوشش ادوارد براون، لیدن، ۱۹۰۱ م؛ رشید وطواط، محمد، حدایق السحر فی دقایق الشعر، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ۱۳۶۲ ش؛ ریاحی، محمدامین، زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی، تهران، ۱۳۶۹ ش؛ سرّاج، عبدالله، اللمع فی التصوف، به کوشش نیکلسن، لیدن، ۱۹۱۴ م؛ سلمی، محمد، طبقات الصوفیة، به کوشش یوهانس پدرسن، لیدن، ۱۹۶۰ م؛ شروانی، جمال خلیل، نزهة المجالس، به کوشش محمدامین ریاحی، تهران، ۱۳۶۶ ش؛ شفیعی کدکنی، محمدرضا، موسیقی شعر، تهران، ۱۳۷۰ ش؛ شمس قیس رازی، محمد، المعجم، به کوشش محمد قزوینی و محمدتقی مدرس رضوی، تهران، ۱۳14 ش؛ شمیسا، سیروس، سیر رباعی در شعر فارسی، تهران، ۱۳۷۴ ش؛ عنصرالمعالی کیکاووس، قابوسنامه، به کوشش غلامحسین یوسفی، تهران، ۱۳۶۴ ش؛ کاشفی، حسین، بدایع الافکار فی صنایع الاشعار، به کوشش جلالالدین کزازی، تهران، 1369 ش؛ کامگار پارسی، محمدتقی، رباعی و رباعیسرایان از آغاز تا قرن هشتم هجری، به کوشش اسماعیل حاکمی، تهران، ۱۳۷۲ ش؛ لازار، ژیلبر، بررسی وزن شعر ایرانی، ترجمۀ لیلا ضیاء مجیدی، تهران، ۱۳۹۵ ش؛ محمد بن عبدالخالق، «انیس الشعراء»، نامۀ معانی، به کوشش بهروز ایمانی، تهران، ۱۳۸۳ ش؛ محمود گاوان، مناظر الانشاء، به کوشش معصومه معدنکن، تهران، ۱۳۸۱ ش؛ میرافضلی، علی، جنگ رباعی، تهران، 1394 ش؛ همو، کتاب چهارخطی، تهران، ۱۳۹۷ ش؛ همو، یادداشتها؛ نجفی، ابوالحسن، اختیارات شاعری و مقالههای دیگر، تهران، ۱۳۹۴ ش؛ نجیب کاشانی، تاریخ کشیکخانۀ همایون، به کوشش اصغر دادبه و مهدی صدری، تهران، ۱۳۹۳ ش؛ نصیرالدین طوسی، معیار الاشعار، به کوشش محمد فشارکی، تهران، ۱۳۸۹ ش؛ نفیسی، سعید، محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی، تهران، ۱۳۸۲ ش؛ وحیدیان کامیار، تقی، بررسی منشأ وزن شعر فارسی، مشهد، ۱۳۷۰ ش؛ همام تبریزی، دیوان، به کوشش رشید عیوضی، تبریز، ۱۳۵۱ ش؛ همایی، جلالالدین، محرم اسرار، تهران، ۱۳۷۹ ش.

دیدگاهتان را بنویسید